تبليغاتX
شهید آقا مهدی باکری - سخنرانی ( 4

 

بنام خدا

مرام امام حسین … امام حسین در آنجا تجلی دارد … و خاك آنجا متبرك است و در نمازهایمان به آن تربت سجده می كنیم. انشاءالله و حتماً تا زمانی كه یك مسلمان ایرانی زنده است آنجا را آزاد می كنیم. به دست رزمندگان اسلام آزاد شود و دست كفار و یزیدان كوتاه شود از آن خاك مقدس 

امام … عزیزمان و بزرگوارمان در اوایل جنگ فرمودند این جنگ یك نعمت بزرگی است شاید این همه صدمه ، آوارگی ، این همه عزیزان را از دست داده ایم … ملت مسلمان ایران و پدران عزیز و برادران عزیز بدانید كه روزی ملت ایران بهترین و محبوبترین مردمانی هستند در بین همه . آن گاه خداوند این ملت را برای خود دوست گرفته و محبوب قرار داده است كه به حال خود نگذاشته است دست خدا بر سر ماست . اگر خدا ما را به حال خود واگذاشته بود مانند ملتهای دیگر می شدیم كه یك زندگی انسان نمایی حیوانی داشتیم. هیچ بویی از انسانیت نبرده اند آن افرادی كه حیواناتی كه شكل انسان دارند و می چرخند . اگر خدا با ما كاری نداشت ما هم مانند آنها بودیم ولی این روز كه خدا دستش بر سر ماست و چنین  امامی برای ما قرار داده و چنین روحانیونی بر سر راهمان قرار داده نشانه لطف و عنایت و محبت الهی است برای ما . به هر حال وقتی دست خدا بر سر ماست هر حادثه یا اتفاقی برایمان بیفتد همه اش رحمت است . خدا برای این كه ماراخالص تر كند برای آخرت آزمایشهای متعددی بر سر راهمان قرار می دهد . به هر حال تمام مسائلی كه می بینیم در ظاهر مشكلاتی دارد عزیز از دست دادن دارد ، سختی دارد . خسارت دیدن دارد ولی اینان در عاقبت، خیر و آخرتی نیكو دارد . حضور مثبت در این جهان، در ثانی ثمراتی كه در جنگ وجود دارد درست كه شهرهایمان ویران شد عزیزانمان از دست دادیم ، اموالمان از بین رفت شهید دادیم ، مجروح دادیم ، معلول دادیم در مقابل اینها چه به دست آوردیم كه در ظاهر خسارت است در باطن افتخار است . همیشه در ذهنمان این را نگه داریم كه ما در برابر هجوم مسلم عراق قرار گرفته ایم چرا چون ادعای اسلام كرده ایم و جنگ با ضد اسلام و این ادعایی است خدا فرموده و قدرش را نیز به ما عطا نموده و تا حال عمل شده و  انشاالله تا آخر عمل می شود .

برای ادعای این عمل آمادگی وسیعی لازم است . امام بزرگوار در اوایل انقلاب فرمودند كه مسائل اختلافات و مشكلات و مواردی در این مملكت بود كه نگذاشت در اول جنگ تشكل و آمادگی برای رزمندگان ایجاد شود یعنی ملت ایران متشكل شود و آماده رزم شوند زمانی ایجاد شد قبل از پیروزی انقلاب كه یك سری آموزشها داده شد ولی نه به این وسعت توطئه هایی كه در اول جنگ به وجود آمد و بعد از آن حمله عراق كه ما نتوانستیم حملات آنها را دفع كنیم تا تمام توطئه ها و امثال آن و بنی صدر از بین رفت و وحدتی بین تمام رزمندگان به وجود آمد سازماندهی شد و این تشكل ایجاد شد به هر حال از بزرگترین نعمتهای جنگ تشكل و سازماندهی ملت مسلمان ایران بود تا بتوانیم در مقابل خطرات بزرگتراز جنگ عراق آمادگی داشته باشیم آموزش داشته باشیم كه در حضورِ در خط مقدم و چه حضور در پشت خط كه اینان را پشتیبانی می كنند به هر حال جوانان شما در مدت جنگ آماده شدند و جنگیدند اگر قرار بود اینان بروند و دوره فرماندهی ببینند آموزش رزمی ببینند ، آموزش توپخانه ببینند شاید وقتها می خواست و دانشگاهها می خواست و جنگها می خواست تا تجربه كسب كنند شاید. ولی در این جنگ خیلی سریع و زود در كلاسهای درس رزمی و دانشگاهها را برای شما باز كردند و شما توانستید آموزشهای زنده و رزمی به دست آورید و آماده جنگها و عملیات بشوید پس بزرگترین سعادت این جنگ تشكل و آمادگی جنگی است یا پشتیبانی مردم در تمام شهرها چقدر موثر واقع شد . هیچ دولتی توان این را ندارد كه چند سال جنگ كند و این فقط دولت و ملت ایران بود كه با هم متحد بودند و جنگ را اداره كردند و حالا رژیم عراق دچار مشكلات اقتصادی داخلی شد چرا چون ملت با دولت خیلی ... نیست ولی شما ملت عزیز یاد گرفتید كه چگونه در هنگام جنگ پشتیبان دولت و رزمندگان خود باشید و در مدت كم این جبهه وسیع را كنترل كنید . این اتحاد در كلاسهای چندین ساعته هیچ وقت به دست نمی آمد . تجربیات شما رزمندگان كه به دست آوردید جنگ شبانه مشكل ترین جنگ هاست و هیچ ملتی نتوانستند مانند ایران این جنگها را در منطقه وسیعی انجام دهد و پیروز شود. تمام ژنرالهای ارتشهای بزرگ حیران شده اند از جنگهای شبانه شما كه چگونه این كارها را انجام می دهند . عملیات كوچكی نیست ارتفاعات زیاد ، شیب های تند ، عملیات انجام می شد به طرف اهداف می رفتند . هدفهای خود را پیدا می كردند جنگ می كردند و شهید می دادند و تصرف می كردند . مشكلاتی كه در شب پیش بیاید كافی بود ده نفر برای عملیات شبانه می رفت با كوچكترین مشكل هم دیگر را گم می كردند وتا صبح نمی دانستند به كجا بروند. هدایت عملیات شبانه بسیار مشكل است هیچ ارتشی قادر به انجام آن نیست در طول جنگ عراق هم خواست این كار را بكند اما نتوانست . جنگ در شب و پیشروی در شب نیاز دارد به قلب با ایمان ، عشق به خدا و رزم و جهاد در راه خدا . فرمانده كه نمی بیند كه افرادش به كجا می روند و با آن آموزشی كه به رزمندگان داده شد و یقین دارم كه این رزمندگان با ایمان و اعتقاد به خدا خودشان طالب برای این عملیات هستند تا كوهها و دشتها را پشت سربگذارند و ایمانی كه به خدا دارند و هدایت و رحمتی كه از طرف خدا و امام زمان داشتند و عملیات را انجام می دادند واین بزرگترین كار است . خیلی خیلی با ارزش است كه ساده من بیان می كنم پس این تجربیات و سازماندهی و تشكیلات كه پیدا كرده ایم و این تیپها و لشگرها و نیروهای مردمی و ارتش جای خود و با سازماندهی و كادر و سیستم تداركاتی و پشتیبانی مشخص تشكیل شده است و ملت ایران آماده هر گونه دفع دشمن است كه این از نعمتهای جنگ است و به هیچ وجه به این راحتی به دست نمی آید . شهدا اینان و دعاهایشان و شجاعتشان كه امام امت فرموده است با این شجاعتشان سنگرها را عطرآگین كرده اند . این جبهه جبهه امام زمان است جبهه سیدالشهدا است جبهه ای بود كه پر از الطاف الهی است كجا می توانیم پیدا كنیم جایی را كه این جوانان مسلمان ایران را تربیت كند . این گونه است تربیت اسلامی كجا می توانستیم پیدا كنیم ؟ این در دانشگاه به روی تمام جوانان باز شده و اینان یك معنویت و ایمان قلبی پیدا كردند كه روزی مانند امام حسین (ع) در جبهه های جنگ خون بدهند . یك معنویت و ایمان قلبی كه ملت مسلمان ایران توانستند با كمبود امكانات با این تجاوز جنگ كنند و هیچ كشوری را نمی توان پیدا كرد كه با این امكانات و ادوات قادر باشد بجنگد و پس این سازشها و صلح ها مابین ملتها برای چیست ؟ این تعداد تانك ها داریم این تعداد هواپیما داریم …… و دشمن نیز این تعداد دارد پس چون مال ما كم است چون نمی توانم دفاع كنم ، پس نمی جنگم اگر بخواهم روزی جنگ كنم این وسائل را زیاد می كنم بعد می جنگم … ملت مسلمان تربیت شده در مكتب اسلام و امام حسین و جوانان كه در جبهه تربیت شدند ایمانی پیدا كردند كه با توكل به خدا و بدون توجه به مادیات و امكانات با دشمن مقابله كردند و این در روی زمین بی سابقه است . بدانید كه یك سری ادوات داشتیم ولی بچه ها به این چیزها اتكا نكردند و من نصر الله … و خودشان را آماده می كنند كه مورد قبول الله باشند تا نصرت نصیب شان كند پس ما دیگر از خدا چه می خواهیم .اگر فقط در این دانشگاه معنویت درس داده می شد برای ما كافی بود و در رحمت به روی ما باز بود . جوانان شما خالصند خالصتر شدند ، پاكباخته می شوند و تمام وجودشان را فداكاری پر می كند عشق به امام حسین و نبرد در راه خدا .

می بینید جوانان خودتان را و رزمندگان آیا این بزرگترین نعمت نیست برای ما ؟ و مردم پشتیبان جبهه ها هم همینطور . شاید بد نباشد چند مورد برایتان بگویم . اگر بیایید و ببینید كه چه مسائلی در اینجا وجود دارد ؟ آن مادر پیر و تنهایی كه تمام اموالش یك كارتن یک در یک متر و تمام جهیزیه خود را كه تمام زندگی اش است برای جبهه می فرستد از جارو گرفته تا قندان … و نامه جان سوز كه تمام وجودش را در نامه قرار داده آیا این كم ارزش است ؟ آن مادر پیر اصفهانی كه در یك كیسه دو قرقره و چند سوزن می گذارد و می فرستد و می گوید به خدا دار و ندار من همین است قربان لباسهای پاره پاره شما بشوم بدوزید و مرا هم دعا كنید این كم ارزش است ؟ این یك دنیا است .كم نعمتی است ؟ این همان صحنه هایی است كه امام حسین به ما یاد داده. صحنه های شهادت. مردمان ما این گونه تربیت شده اند و جوانانی كه خون می دهند ، برادرشان در كنارشان شهید می شوند در محاصره می مانند بی آب و غذا می مانند ولی مقاومت می كنند و دنیا در حیرت است و این بزرگترین نعمت از وجود باز شدن دانشگاه جبهه بود . برای مردم ایران . و اما چند كلمه درباره عملیات والفجر چهار و یادی از شهدایی كه نامشان هست و شاید نباشد كه دردل ما جا دارند و بدانید چگونه جوانانی پرورش داده اید فقط در جبهه می توان دید ، چند كلمه راجع به عملیات والفجر چهار كه عملیاتی در منطقه ای به وسعت 160 كیلومتر منطقه كوهستانی در غرب ایران، یعنی كردستان از سردشت تا مریوان ادامه داشت.در سه مرحله انجام شده و یك مرحله تكمیلی انجام پیدا خواهد كرد اهدافی كه در نظر ما یك تكلیف شرعی است و ادامه جنگ و توضیحاتی كه قبلاً گفته شده .

از نظر نظامی می دانید كه شهرهای مریوان و بانه و جاده هایشان زیر دید عراق و توپخانه او می باشد كه حتی مریوان را با توپخانه می زند و چقدر ویرانی به جا گذاشت و بانه همینطور و جاده هایی را كه زیر آتش بود . توانستیم دست نیروهای بعثی را از این دو شهر كوتاه كنیم . دو، این كه بستن منطقه سردشت تا مریوان منطقه ای مرزی به خصوص جاده های اصلی و تصرف ارتفاعات كه نفوذ و تردد ضد انقلاب كه كلاً از عراق تدارك می دید از نظر آذوقه و مهمات ، آموزش و سازماندهی از عراق تأمین می شد این راهها بسته شد یكی از اهداف همین بود . یكی دیگر انهدام دشمن كه آنجا را تصرف كرده بود . بعدی آزادسازی مناطق و بخشها و پادگانها و ایجاد جبهه ای كه دشمن در شهرهای شیخ صادق و حلبچه و سردربندی خان و جاده هایی كه به آن طرف می رود و دارای اهمیت است تهدید می شد و رزمندگان جبهه جدیدی باز كردند برای عملیات تازه و تأمین مرز از ایرانشهر تا مریوان كه خدمتتان عرض شد . اینان سه مرحله عملیات كه انجام شد و از طرف آیت الله ملكوتی و دیگر عزیزان تبریز دیدند و وسعت عملیات و بزرگی و ارتفاعات صعب العبور و بدون جاده كه كیلومترها و ساعتها باید می روند تا فرجی حاصل شود فرج جنگیدن . اینها انسان را متحول می كند منطقه كوهستانی و صعب العبور ، بدون جاده كه رزمندگان خیلی سختی ها را متحمل شدند كوه نوردی وتداركات و پشتیبانی سخت به رزمندگان می رسید اینها مشخصه این عملیات بود . البته به قوه الهی سه مرحله انجام شد و اهداف به مرحله انجام رسید .اهداف و ارتفاعات به لطف الهی و امداد غیبی باز پس گرفتیم تمام این عملیات با امداد غیبی بود انسان چقدر توانایی دارد تا با این شرایط این كارها را انجام دهد اگر از پایین بالا را نگاه كنید لرزه به پایمان می افتد كه این ارتفاعات را این انسانها در تاریكی شب بالا بروند از روی سنگها و صخره ها جنگل ها و پیدا كردن جای مخفی شدن از دشمن و حمله ور شدن. بعد از یک الی دو ساعت جنگ اعلام كنند در ساعت سه كه متصرف شدند و به اهداف خود رسیدیم . اینها خارج از درك آدمی است برادران هم بیایند ببینند می فهمند كه قابل تصور نیست به هر حال تمام مواضع مشخص شده متصرف شدیم همان دشمنی كه سالها در آن مستقر بود . سنگر داشتند پایگاه داشتند و هلی كوپتر داشتند … آشپزخانه داشتند و آذوقه شان در آنجا بود . اگر این چیزها دست بچه های ما بود تمام قوای دشمن را تار و مار می كردند . به این اندازه تداركات كه دارویی ، غذایی و بهداشتی و مهماتی داشتند ولی به قوه الهی در عرض نیم ساعت متصرف شدیم . در مقابل بچه هایی كه هفت تا هشت ساعت پیاده را ه رفتند و كوهها را پشت سر گذاشتند با ترس و خستگی، تازه به این پایگاهها حمله كردند در عرض نیم ساعت باعث سقوط دشمن شدند . تكبیر .

برای من كه موضوع تازه ای بود و غیر قابل قبول جوانان شما در هر عملیاتی كه تعریف كردم صد برابر این مشكلات را داشتند . جوانان شما در عرض یازده روز سه مرحله عملیات را انجام دادند یعنی مرحله اول را انجام دادند و پایین آمدند یكی دو شب استراحت كردند و دوباره مرحله دوم و هر مرحله سخت تر از مرحله قبل من خودم تا به حال این چنین رزمندگانی در این جبهه ندیده بودم مگر انسان می تواند پای پیاده این همه برادران كوهنورد كه آمده بودند تا بسیجیان ما را آموزش دهند می گفتند از این قسمت نروید یا از این قسمت با احتیاط رد شوید و من می دیدم كه با انگشتان خود بالا می روند جوانان شما می گفتند كه تا این مراحل را تمام نكنیم آرام نمی نشینیم و این بود كه جنگ كردند و دوباره جنگ كردند و جوانان سه مرحله جنگ كردند كه بی سابقه بود . خارج از توان انسان است بعد در مرحله سوم با چه جنگیدند ؟ تمام قوای عراق تار و مار شدند . عراق در مرحله دوم وقتی شكست خورد تمام فرمانده های لشگر كه بیشتر كشته شدند یا اسیر شدند. چرا كه این رزمندگان با دلی پر از ایمان به خدا شبها چنان نفوذ می كردند كه دراولین سنگر فرماندهی لشگر را به هم می زند پس اول فرمانده تیپ را می كشند بعد بقیه دشمنان را . این كارها را انسان واقعاً قادر نیست انجام دهد . تیپ 605 گارد ریاست جمهوری عراق بود و چشم و چراغ صدام برای این كه به آنها نیرو دهد كه در خط مستقر بودند كه این لشگر تار و مار شد در مرحله اول یك لشگر و در مرحله دوم لشگر ،  هرسین آماده شد تا جلوی نیروی اسلام را بگیرد . مجبور شد كه یك تیپی را كه كماندو بودند وارد عمل كند كه پاكباخته صدام بودند نمی دانم شاید لطف الهی بود چون وقتی اینها در منطقه ما وارد شدند در زمان عملیات عاشورا این تیپ بود و جوانانتان و رزمندگانتان در عرض دو ساعت آنها را چنان تار و مار كردند كه نه فرمانده داشت نه فرمانده گروهان. یا اسیر شدند یا كشته كه صدام با شرمندگی آنها را به بغداد فراخواند و روحیه هم كه آنطور و غنایم هم اینطور این ها را می گویم برای اطلاع . این تیپ چنان به هم خورد كه راه گریز نداشتند و بیشتر مقاومت می كردند چون بعثی بودند و در این عملیات تانكها و نفربرها خودرو همه جوره توپ های 110 میلی متری ، تفنگ و سلاح ، خمپاره انداز و مهمات كه بچه ها از جابجا كردن اینها خسته شدند و سلاحهای آتش زا كه برای اولین بار می دیدیم و دستشان فلج می شد در وقت استفاده از اینها ( انشا،الله ) كه وقتی شلیك می شد مانند آتش به جان رزمندگان می چسبید، انواع ماشینهای لودر و سنگرسازی ، دستگاههای مخابراتی .

 

نوشته شده توسط گردان وبلاگی كميل در پنجشنبه بیستم مهر 1385 |