بنام خدا
صحنه عملیات است و تشویق به جلو رفتن نكنیم كه نمی شود و برگردیم . سخته، زحمت داره ، امكان پذیر نیست. كسی كه تمام مسائل را با دیدگاه خود می سنجد خدا كمكش نمی كند . كسی كه در هر كار خدا را می بیند خدا كمكش می كند . قرآن برای ما مثالها، نه مثالها بلكه واقعیات را برای ما بیان كرد كه آنان كه خود را هیچ دانستند و همه كاره ، خدا را دانستند و در راه خدا وارد شدند نهراسیدند و هرچه خدا گفت انجام دادند و خدا هم كمكشان كرد .حضرت ابراهیم تك و تنها سرود توحید را سر داده . می گیرندش سختی ، شكنجه ، فشار ، برای اینكه گفته بتهای شما باطل است . ابراهیم دست بردار، چنین و چنانت می كنیم، نگو . حضرت ابراهیم : من از طرف خدا مأمور هستم .تهدیدش می كنند، اما ذره ای نمی هراسد چون خودش نیست و به خود فكر نمی كند . آتشی مهیا می شود، بعد داخل منجنیق قرارش می دهند و پرتش می كنند داخل آتش . حالا آتشی درست شود و به ما بگویند دست خود را روی آتش بگیر و دستور هم آمده كه دستت را نكش . امتحان كنید خود به خود دستش را عقب می كشد . اگر خود را تنها ببیند و متكی به الله باشد دیگر احساس می كند دستش نمی سوزد . حضرت ابراهیم را پرت می كنند در داخل آتش تا بیرون نیاید تا بسوزد، ما دیده ایم و فهمیده ایم كه آتش سوزاننده است و همه هم دیده اند و منكر نمی شوند، چون حضرت ابراهیم به خاطر خدا با آنها می جنگید. جوانی كه باید در آتش بسوزد ،می دانید خداوند چه می كند ؟ خدا به آتش دستور می دهد كه ای آتش برای ابراهیم سرد شو و پیامبر می فرماید و آیه قرآن است كه در آتش نمی سوزد . عجیب نیست ؟ خداوند آن ایمان را از حضرت ابراهیم می بیند و به آتش دستور می دهد سرد شو، اگر ذره ای شك در دل ابراهیم می افتاد گمان می كنم می سوخت ،در روایات حضرت جبرئیل سئوال می كند؛ آیا كمكی از ما نمی خواهی ؟ می گوید چه كار دارم. باز صدا می آید كه داری می افتی در آتش . می گوید آن كه مرا خلق كرده می بیند احتیاجی نیست من از او بخواهم . مگر خدا نمی داند كه با من چه می كنند ؟ من از خدا بخواهم ؟ پس خدا می خواهد، این را در جایی از تاریخ نگفته است، ابراهیمی بود ، آتشی شد ، چنان و چونان ،تاریخ خدا می خواهد به ما بگوید كسی كه ایمان داشته باشد و برود و در راه خدا قدم بگذارد از مشكلات، یعنی همان آتش سوزان دریا نیست كه انسان شنا بلد باشد و نجات پیدا كند، آتش بود برای مومن خدا آن را سرد می كند، خدا در صحنه های عملیات هم هست، درست است ،نه؟ مانند آتش ابراهیم ،عظمت اسلام و شرافت اسلام بر پایه اسلام در گروی رزمندگی رزمندگان اسلام است. حملات آنها و حضور آنها و باید به پیش بروند تا اسلام سرفراز بماند و عظمتش را حفظ كند. در این پیشرفتها و این جلو رفتن ها آتش هم هست . خمپاره های دشمن ، توپخانه دشمن ، تیربارهای دشمن، همان آتشی است كه آن زمان مشركین روشن كرده بودند . دستور الهی، پیشرفت دین خدا در این بود كه ابراهیم را حتی در آتش هم انداخته بشود برود و دم بر نیاورد و نترسد و نلرزد، پیشرفت اسلام در این حد كه رزمنده ای كه گفته شد برو و رفت، از آتش دشمن نترسد و نلرزد، نسل غریب خدا كجاست، همین جاست، زمانی كه آتش ابراهیم را نسوزاند یعنی اسلام پیروز شد بر دشمنان . بر آنان كه او را در آتش انداختند و شاهد سوختنش باشند، ولی نسوخت. یعنی بر آنها پیروز شد. نسل خدا در جبهه این است كه دژهای پوشالی دشمن این موانع و استحكامات دشمن این سدهایی كه در جلوی اسلام درست كردند شكافته شود و از بین برود . عظمت اسلام و سرفرازی پرچم اسلام امروز در گرو جنگ است كه ساده عرض كردم و مسائل جنگ هم در گرو پیش رفتن است نه ماندن و .... .
مسائل پیش رفتن هم در گرو ایمان شماست. رزمندگی واقعی شما و اعتقاد شما به این اندازه،دیگر منی نباشد، نخواهم كه در ذهنم زن و بچه ام بعضی ها هم برگردم شهرم، طوری در این موانع راه بروم كه تیری به من نخورد، یك ساعت تأخیر شد، دو ساعت تأخیر شد،حالا سرپا برم تا بمیرم، حال تأخیر شد كه شد، اصلاً این سیم خاردارها و مین گذاریها باز نشد برمی گردیم، مگر طوری می شود، بروم و بیخودی در آنجا بمیرم، پس زن و بچه هایم چه ،مدرسه و دانشگاهم چی، حضرت ابراهیم هم همینطور فكر كرد ؟ امروز پیشرفت اسلام، عظمت اسلام، در این است كه این دژها كه دشمن جلوی اسلام سد كرده را نابود كنیم . پیروزی نیروهای اسلام در كجاست ؟ در این است كه نیروهای اسلام از كربلا رد بشوند و به قدس برسند، زمان پیروزی آنجاست . مگر شعار می دهیم كه سرخود را كلاه بگذاریم، شعار میدهیم كه دل امام را دلخوش كنیم ؟ شعار می دهیم مردم را دلخوش كنیم، شعاره ؟ اگر این گونه باشد كه خیانتكاریم ، كذابیم ، دروغگوییم . اگر عمل است باید رد شویم، تا كی بمانیم پشت اینها، خودمان از این سیم خاردارها می توانیم رد شویم ؟ نه نمی توانیم، اگر گنجشك را هم از این طرف بفرستیم، از آن طرف پرهایش گیر می كند و نمی تواند درآید، پس ما می توانیم به این سادگی از اینجا رد شویم، خودمان نمی توانیم باید برای كسی كه ادعا می كنیم انجام دهیم كه خود او این كار را انجام می دهد، طوری در صحنه عملیات باید راه برویم، تلاش كنیم كه آن آتش دشمن را بی خاصیت كند، تركش بشود بی خاصیت تیر، به ما نخورد اگر خدا بخواهد نمی شه ؟ لابد قلبمان نمی خواهد با قاطعیت جواب دهد . شاید احساس نكردی ندیدی ولی عشق آیات قرآن فقط این باشد كه خدا صابر است،قدرت مطلق است چگونه قدرت مطلق است ؟
در قرآن آمده تنها بودم، به خاطر نان نبود، بلكه به خاطر خدا بود،در آتش هم نسوختم و نصرت هم بهش دادند و ما كه مدافع شرافت اسلام هستیم و چشمهای زیادی به ما دوخته شده است ،بدانید كه شما تك و تنها نیستید و كسی هم نیستید، حسن است و حسین است و شهری است، نه شما اگر با دید بصیرت برگردید و به پشت نگاه كنید میلیون ها چشم خواهید دید كه به شما نگاه می كنند، به راه رفتن شما، به جنگیدن شما، به ایمان شما ، باید آمادگی خیلی جدی باشد، قلب ها خیلی محكم باشد و توجه جدی باشد، تغییر باید بكنیم، بله فكر كنیم و خوب هم فكر كنیم، ولی وقتی در صحنه وارد می شویم پیشرفت اسلام را می بینیم كه با سرعت تمام باید از این استحكامات بگذریم، حتی اگر سرپا باشد ، شدیدترین آتش توپخانه باشد، تیربارهای دشمن هم كار كنند، باید به سرعت از اینجا بگذریم و این با سرعت گذشتن از اینجا حكم است برای ما و سست رفتن ما زمین گیر شدن ما ، و به محض شنیدن خمپاره به زمین افتادن ما و خوابیدن و دنبال سنگر گشتن و گودال كندن و یكی دو ساعت در آنجا ماندن تا ببینیم چه می شود و آتش زیاد و نمی شود پیش رفت ،اینها همه اش مسائلی است كه انشاالله دست خدا به مانزدیك باشد و فاصله ای نباشد ( بین ما و خدا ) و بگوید كه این بنده برای خودش می خواهد از اینجا بگذرد حالا خودش تلاش كند آیا می تواند ؟ ولی اگر دست خدا پایین باشد ،دشمن زبون می شود، تیرش اثر نمی كند و شما خواهید دید كه می توانید رد شوید و چیزی تان نشده، این آمادگی است كه ما خودمان در وجودمان درست باید بكنیم، برای آغاز عملیات شرط اول و اساسی : یقین داشته باشیم كه خداوند قادر است و خیلی از كارهایی كه ما تصور می كنیم كه سخت است، در مقابل قدرت او هیچ سخت نیست، بلكه آسان است و فقط شرطش این است كه خودمان را آماده كنیم كه در آن لحظه به عقب رفتن فكر نكنیم ما را فرستاده اند جلو كه دست نیروها را بگیریم و راهنمایی كنیم و از این راه ببریم، به شما نگفتند كه می روید آن وسط تیری می آید و به شما می خورد یا این كه می دانستند كه دشمن تیربار دارد، مگر نمی دانستند تیربار و تفنگ دارد و خمپاره و آتش انبوه دارد اگر می دانستند به شما می گفتند برگردید، نه ،اگر می دانستند دیوانه نبودند كه شما را بفرستند زنده بودن ما در گرو رفتن است ، كه می خواهیم در زیر پای كفار له نشویم ،باید برویم باید این دژها و استحكامات شكافته شود و قابل شكافته شدن هم هست، اگر به قدرت خدا ایمان نداشته باشیم نمی شود ،مثال همان گنجشك، اگر قلب ها آماده باشد و این باور به ایمان بشود كه اگر خداوند قادری كه یك برگ از درخت نمی افتد، مگر به اذن خدا، چقدر باید بی فكر و ساده اندیش باشم كه من انسان به این بزرگی بمیرد و یا سالم بماند و مشیت الهی و اراده الهی در او نباشد، آن كسی كه در صحنه عمل دنبال جانش می گردد و پیشرفت اسلام در آن است كه سریع برود ولی نمی رود، او از مرگ می ترسد، كسی كه از كشته شدن می ترسد، برای ما جایز نیست و كسی نمی تواند ادعا كند كه چون از مرگ می ترسم و نمی خواهم بمیرم، بعد از جنگ احد پیامبر كه برگشتند و شكست خورده بودند و شهید زیاد داده بودند، مردم به استقبال آنها آمدند و گفتند : دیدید بهتان گفتیم نروید ، اقوام و برادرانتان مردند . بعداز جنگ احد عده ای می گفتند نروید كشته می شوید، دستتان قطع می شود و كشته می شوید، اگر نمی رفتید مثل ما در مدینه سالم بودید، معانی آیات سوره بقره ؟ در پاسخ پیامبر به آنها چه می گفت؟ خداوند آیه نازل كرد كه به آنها بگو شما كه خودتان نیامدید به خاطر این كه از مرگ می ترسیدید. اگر راست می گویید كاری كنید كه نمیرید. همیشه در این دنیا زنده باشید. پیغمبر گفت ،اگر می توانید هفتاد ، صد سال نمیرید، مگر شما نمی بینید كه بستگان و اقوامتان بعد از مدتی می میرند، هرچه تلاش كند خودش را زنده نگهدارد نمی شود . همه ساكت شدند و جوابی نداشتند هیچ كس نمی تواند بگوید من از مرگ می ترسم، اگر بگوید می ترسم جوابش این است كه كاری كند مادام العمر زنده بمانی اینان نفهمیدند كه چه كسی آنها را آفریده؟ كی خلقش كرده؟ به خاطر همین این سئوالها را می كنم اگر خدایی با این عظمت ما را به این دنیا آورده پس خیلی ساده در این صحنه ها بگویم تا وارد شدیم می میریم، اگر كمی جلوتر برویم دیگر امیدی نیست، بنابراین خود را پشت سنگرها پنهان می كنید، این كانال و آن كانال شاید طوری شود كه ما نمیریم، حداقل شما كه چند عملیات بودید خیلی برایتان اتفاق افتاد كه برادرتان كنارتان بوده و شهید شده و شما زنده بودید، چرا این تیر به شما نخورد ؟ شما به كسی سپرده بودید كه تركش به شما نخورد ؟ اسم شخصی روی تركش نوشته شده بود ؟ شما خودتان از خود حفاظت كردید ؟ این عمل دور از قدرت الهی بود ؟ این گونه نبود . خدا خواست تا شما زنده بمانید پهلویی تان شهید شود دیگر به كسی مربوط نیست كه چه شد، خدا خود می داند و شما هم انشالله باید به آن استحكامات كه دشمن سد راه اسلام درست كرده فكر نكنید، اطلاعات عملیات و لشگر یا تیپ نمی تواند رد شود فكر نكنید كه اینها را گذاشته كه فلان تیپ نتواند عملیات انجام دهد، اینها را درست كرده كه اسلام از اینجا رد نشود . چشمهای امام زمان ، امام امت ، و ملت شریف ایران به این است كه رزمندگان چگونه عملیات می كنند و چه خواهند كرد نمی گویند تیپ فلان نام نتوانست انجام وظیفه كند در دنیا فلان تیپ را نمی شناسند بلكه می گویند جمهوری اسلامی ایران نتوانست از این موانع بگذرد . اسلام ماند و نتوانست از این جاده بگذرد . كجای دنیا می گویند فلان فرمانده گیر كرد امروز ما خودمان نیستیم تشكیلاتمان نیست بلكه اسلام است حكم اسلام در پیش رفتن است ثابت قدم پیش رفتن است با ایمان جلو رفتن است ، نهراسیدن است ، زمانی كه گفتند آرام برو و سنگر بگیر ، برو از این مسیر بگو چشم ، زمانی كه گفتند مانند برق بروی سریع باید بروی نباید سنگر بكنی یا گودال درست كنی نباید مهلت بدهی سریع باید بروی شاید این استحكامات بود و این عملیات آنها را شكافته دوازده شب ، امشب گروهی گفته ما رد شدیم فایده نداشته تدبیرش در این است كه در یكی دو ساعت اول حمله باید رد شود وگرنه فایده ندارد كه هیچ ،یك تعداد زخمی و شهید هم می شوند . آدمها را باید بریزیم زیر آتش دشمن ؟ امروز بفهمید كه اهمیت كار شما چیست ؟ شما یك معبر برای خود باز نمی كنید، راه باز میكنید تا رزمندگان اسلام و نیروهای اسلام و امت اسلامی از این معبر رد شوند . ببینید چقدر وظیفه تان سنگین است راه باز نشد این نیست كه راه و معبر شما باز نشد محوری نشد شما دارید برای اسلام معبر باز می كنید اگر این استحكامات را بردارند این ملت خودشان از شما بهتر می توانند جلو بروند هیچ مانعی وجود ندارد در تاریكی شب می روند جلو و این دیوارها را ساخته تا مانع پیشروی اسلام شود و امروز شكافتن این دیوارها به عهده شما است . شما كه امداد خدا را می خواهید كمك خدا را می خواهید و نمی توانید كه نخواهید از قدرت ما این كارها بر نمی آید باید قوی دل و با حوصله باشیم باید شجاع باشیم باید تلاش كنیم در سریع انجام دادن خوب نگاه كنید خوب شناسایی كنید دقت بیشتری كنید تا شب حمله كنید . اینطور نباشد كه بگویید دوربینها اذیت می كند گرم است گرد و خاك است ولش كنیم حالا اگر شد شب می رویم اگر نشد فردا شب می رویم طوری نیست . این گونه نیست خیلی مهم است انشاالله با ثابت قدمی و شجاعت و شهامت و آمادگی بیشتر مقداری جلو برویم خدا خودش آنقدر كمك می كند كه قابل توصیف نیست . و مشكلات هم به دست خدا حل می شود خواهیم دید كه چقدر خدا در صحنه است . یك اشاره كوچكی هم به امام حسین بكنیم چرا كه درسهای بزرگی را به ما می آموزد . یاد داشتن و آموزش دیدن هم در اینجا خیلی راهگشایی دارد . ما امروز نیاز داریم بیاموزیم روحیات شهادت طلبانه امام حسین و یارانش . امروز این روحیات در جبهه ها و برای رزمندگان مهم است . ما باید این روحیه را داشته باشیم تا این كارها را بكنیم . امام حسین می دانست شهید می شود می دانست با تعداد كم در مقابل این همه دشمن كه احاطه كامل دارند شهید می شود یكی یكی از عزیزان و فرزندانش در جلو چشمش شهید می شوند . عالی ترین روحیه را امام حسین داشت زمانی كه خودش وارد صحنه شد در شب عاشورا نقل شده كه طبعاً اگر بگویند كه فردا شهید می شوید می گوییم ای خدا چه كنیم مادرمان و پدرمان و بچه مان چه می شود و … اما در شب عاشورا اصحاب امام حسین یك روحیه شهادت طلبانه كه ما امروز نیاز داریم داشتند . جزء فرهنگ اسلامی ماست گنگ بودیم باید بفهمیم همه دوره می گیرند و با هم می نشینند و می خندند .
شمشیر بود دست و پا بود كه از بدن جدا می شد و تكه ای از بدنشان می افتاد ما ندیدیم تاریخ برایمان می گوید یكی از اصحاب امام حسین عقب آمد و گفت : زخمی شده ام و نمی توانم بجنگم . امام گفت زخمت را ببند و برو جلو چون دیگر كسی نمانده است و خیلی ها در صحنه زخمی شده اند و كسی نیست كه آنها را عقب بیاورد این روحیه شهادت طلبانه چه بوده كه او درد جراحت را احساس نمی كرد و می جنگید و اگر درد آن را احساس می كرد از پا می افتاد این عشق شهادت طلبانه چه نیرویی به انسان می دهد كه این زخم ها را می بیند ولی توجه نمی كند . ما نیاز به این چیزها داریم و نباید امام حسین و صحنه عاشورا و اصحابش را از یاد ببریم . به خاطر این كه این درس ها را می دهند سئوالات زیادی می كنند و می گویند چرا خدا كمكشان نكرد پس چه شد پس چرا یزید پیروز شد سئوال می كنند امام بود، درك و شعور و اگر عملیات بلد نبود، چرا این همه آدم بی گناه را با خود آورد ،نمی دانست اگر برود محاصره می شود و كشته می شود ؟ طرح عملیاتی بلد نبود ؟و سئوال دیگر. امام حسین هم طرح عملیاتی بلد بود هم امداد برایش آمد پس چرا پیروز نشد ؟ نخواست. چون می خواست از خودش برای مسلمین راهی را یاد بدهد و درسی بدهد نه در كتاب بلكه عملی . ما كه برای خدا می جنگیم و می خواهیم با تعداد كم بدون آب و غذا و سلاح كم و با از دست دادن عزیزانمان تا آخرین قطره خونشان این گونه و با این روحیه باید بجنگیم . می خواست این را به ما بگوید و ما هم باید درسمان را خوب یاد بگیریم عملی و واقعی كه برای ما انجام شده انشاءالله كه با توجه بیشتر و با یاری خواستن از خداوند با خودمان خلوت كنیم تا شرایط لازم را فراهم كنیم و سربازی باشیم كه بتوانیم برای سربلندی امام امت ، ملت ، اسلام تلاش كنیم و خداوند ما را در صحنه های سخت كمك كند والسلام .
كسانی كه جوانان را دعوت به آمدن به جبهه می كنند همان منادیان اوایل اسلام در زمان پیامبر هستند و می گویند در جبهه جمع شوید تا بجنگیم . جنگ امروز ادامه جنگ پیامبر است بنابراین باید تا ندای امام را شنیدید به جبهه ها بیایید تا دوره ببینید و فرمانده ها انتخاب شوند حالا اگر محصل باشد ، كارمند باشد ، رئیس باشد و هركی می خواهد باشد تا زمانی كه اعلام به نیاز كردند و ما هم لبیك بگوییم همانطور كه به پیامبر لبیك گفتند چطور كه آن زمان هر كاری كه داشتند كنار می گذاشتند و خودشان را به پیامبر می رساندند تا ببینند طرح جنگ چیست و در كجاست . لبیك یا خمینی همان لبیك یا پیامبر است لبیك واقعی مردم زمانی كه هر وقت جبهه نیاز پیدا كرد بیایند با تمام مشكلات برای این كه مشكلات سطحی و ظاهری است . همانطور كه امام فرموده اند مشكل اصلی جنگ است همه باید مسئله فرعی را فدای مسئله اصلی كنند در جبهه حضور پیدا كنند تا مقداری كه نیاز است با تمام مشكلات و سختیها بتوانند جبهه ها را پر كنند . با حضور عزیزان و مستمر و انجام عملیات بتوانیم ضربه های مهلك به پیكر پوسیده صدامیان وارد كنیم . شنیدید كه امام فرمودند كه صدام هیچ خواب ندارد و دائماً در حال لرزیدن است منتها قلب امام آنقدر پاك و خالص است كه واقعیتها را می داند .
بسم الله الرّحمن الرّحیم
با درود و سلام به پیشگاه امام زمان و نایب بر حقش امام امت و درود و سلام به روح مطهر شهدا مخصوصاً شهدای جنگ و با سلام به خانواده های شهدا ، مفقودین ، اسرا ، و درود و سلام به پیشگاه امت مسلمان ایران به ویژه تبریز .
در رابطه با تاریخچه جنگ حدوداً چهار سال قبل در شهریور 1359 حدود دو سال از عمر جوان انقلاب اسلامی می گذشت . ابرقدرتهای جنایتكار دنیا به این نتیجه رسیدند كه تمام توطئه های داخلی بی نتیجه بود و با به بن بست كشاندن انقلاب و به سقوط كشیدن آن خواستند یك عمل نظامی انجام بدهند تا از نظر خودشان كاری كرده باشند و انقلاب را به مرحله سقوط بكشانند .صدام جنایتكار دارای خصوصیات پلیدی بود و برای این كار مناسب و خیال می كرد بعد از شاه از كشورهای دارا است، دست به این اقدام زد . در شهریور 59 صدام با 12 لشگر پیاده و زرهی حمله اش را از قصر شیرین تا جزایر فاو آغاز كرد و با تمام قدرت و پشتیبانی ابرقدرتها و تبلیغاتی كه او را حق جلوه می داد و ابرقدرتها چه فكری و چه مالی به او كمك می كردند تا به ایران حمله كنند البته مقاومتها حماسه آفرین و یادآور جانبازی های صدر اسلام بود توسط مردم مسلمان و دلیر كه جلوی این تجاوز را می گرفتند . آن حماسه هایی كه در خرمشهر بود جوان 12 ساله ای كه نارنجك را به خود بست و زیر تانك رفت و خودش شهید شد و تانك را از بین برد . امام امت این جوان را برای خود رهبر قرار داد حماسه های زیادی اتفاق افتاد و باعث شد رژیم بعثی مقداری از قوای خود را از دست بدهد و به اهدافی كه می خواست سریع برسد، نشود . اهدافشان این بود، قسمتی از خوزستان كه پالایشگاه نفت ایران را و چند بندر مهم ایران را تصرف كند هم از نظر سیاسی و هم از نظر اقتصادی فشار عمده ای وارد كند و یك منطقه به نظر خودش آزاد شده و توطئه هایی را از آنجا علیه انقلاب انجام دهند . كردستان را هم از نظر دمكراتها و گروهك های مفسد می خواستند به سقوط بكشانند . غافل از این كه این انقلاب از پشتیبانی خداوند متعال برخوردار است . و تمام توطئه ها كه قبلاً پیش بینی كرده بودند كه همه نقش برآب شد ما در موقعیتی موفق قرار گرفتیم .
سئوال : با توجه به ایثارگریها و رشادتهای ملت مسلمان بفرمایید این جنگ در چه حالی و چه موقعیتی است و آینده این جنگ به كجا می كشد ؟
جواب : برای تجاوز رژیم صدام حدود یك سال بعد از عملیات و بركناری بنی صدر و باند او اتحاد و وحدت بین نیروها و ارتش و سپاه و بسیج و تمام اقشار و به یومن وجود امام و زحمات ایشان ایجاد شد و بعد از یك سال تجاوز و حملات نیروهای بعثی شروع شد و به علت ضعف هایی که در دشمن وجود داشت و با تمام قوا وارد ایران شد با لطف الهی توانستیم با ضربات محكمی همچون عملیات شكستن حصر آبادان ، طریق القدس ، فتح المبین ، بیت المقدس ، رمضان و عملیات كربلا ، عملیات رمضان منجر به شكست دشمن ، گرفتن اسیر زیاد و خسارات بسیار وارد شد . به جایی رسیدند كه فهمیدند نباید مقاومت كنند . بعد از عملیات بیت المقدس بود كه فرار را بر قرار ترجیح دادند و عقب نشینی تاكتیكی . تمام ابرقدرتها پشتیبان دشمن بودند و ظاهراً دشمن صدام است همانطور كه امام فرمودند چرا ما خود را گول بزنیم این جنگ ، جنگ با كفار است و جمهوری اسلامی با امكانات كم و تعداد كم ولی در مقابل جمعیت زیاد كفار اتكا به نیروی الهی و قدرت الهی هستیم . جبهه كفر در ظاهر صدام به تجهیزات مدرن و ابرقدرتها هم پشتیبان آن بنابراین جنگی كه در حال حاضر بعد از شكستی كه عراق پیدا كرد حال جنگ ابرقدرتها با جمهوری اسلامی است و مكرر امریكا و روسیه شوروی اعلام كردند كه سقوط رژیم صدام برای ما قابل قبول نیست . برای ما سخت است در منطقه جمهوری اسلامی پیروز شود بنابراین مشخص است كه ما در مرحله ای از جنگ قرار گرفته ایم كه ابرقدرتها با اسلام در جنگ هستند كه مشكل است اعتقاد و ایمان و پایداری و مقاومت نیاز دارد . تا جنگ را پیش ببریم و این صحبت ده روز پیش امام است و وضع حاضر جنگ ، جنگ جمهوری اسلامی و ابرقدرتهاست . بنابراین تاكتیكها و ادوات جنگی و امكانات و زمان . حال سال چهارم است انشاالله به زودی پیروزی با ماست و خطی كه امام برای ما روشن كرده اند خط ایستادگی و مقاومت و مدت جنگ بیست سال . انشاءالله آمادگی در همه ما باشد و ثابت قدم باشیم تا پیروزی نهایی .
سئوال : با توجه به این كه جمعه را قرار داده ایم برای لبیك یا خمینی نقش مردم در جنگ چیست و در آینده چیست تا پیروزی نهایی ؟
امام فرمودند این انقلاب را مردم انجام داده اند مردم در صحنه با اتكا به خداوند رژیم شاه را ساقط كردند و در رابطه با رژیم شاه امریكا در دو قسمت مداخله داشت . مردم باید در صحنه باشند و صحنه گردان انقلاب باشند . تمام سختیها و مشكلات را تحمل كنند و به قول امام هیچ گله ای نداریم با اعتقاد و یقین به این كه این انقلاب الهی است در وصف انقلاب هم صحبتها زیاد است یكی از صحبتهای انقلاب جنگ است تا حالا صحنه گردان جنگ مردم بودند با نیروی مختلفی كه برای جنگ آمده اند و ایثارگری و جانفشانی، تمام این مشخص كننده حضور آنهاست چه با جان چه با درایت خود كه باید پشتیبان این جنگ باشیم كه دیدیم آن پیرزنهای مهربان .چه انقلاب چه جنگ پیش نمی رود مگر با پشتیبانی و حضور مردم در صحنه و از این به بعد هم مردم باید صحنه گردان اصلی باشند حضورشان فعال و تمام مشكلات كه هست باید تحمل خود را بیشتر كنیم تا این كه بتوانیم جنگ را پیش ببریم مگر با حضور مردم . بلندگوهایی كه برای جبهه كار می كنند و مردم را دعوت به حضور در جبهه و پشتیبانی می كنند باید انجام وظیفه كنند. چه از مساجد كه اعلام می شود كه جوانان به جبهه بیایند مانند همان منادیان اوایل اسلام است كه پیامبر فرستادند تا در مساجد و محله ها ندا دهند برای حضور در جبهه ها .
این جنگ در ادامه جنگ پیامبر است بنابراین تا شنیدن ندای امام توسط فرماندهان نظام واجب و ضروری است تا موقع نیاز جبهه به منطقه برویم هر كسی كه توان دارد ، رئیس ، روحانی ، كارگر ……… لبیك یا خمینی همان لبیك به پیامبر است و همان لبیكی كه در زمان پیامبر می گفتند و هر كاری داشتند زمین می گذاشتند و خود را به پیامبر می رساندند و این بلندگوها به منزله همان ندادهندگان زمان پیامبر است حال مردم و امت لبیك گویان خالص هستند كه آن زمان هم بود . مردم باید با تمام مشكلات كه این مشكلات فرعی است و مشكل اصلی به فرموده امام جنگ است را كنار بگذاریم یعنی مشكلات فرعی فدای مشكلات اصلی شود به اندازه ای مردم در جبهه ها شركت كنند كه لازم و ضروری است . با تمام مشكلات بتوانند نیرو به جبهه ها بدهند . با حضور مداوم و مستحكم خود بتوانیم با عملیات پی در پی ضربات محكمی به پیكر پوسیده صدام بزنیم . جنگ با صدام مقداری پیچیده شد و از آن حالت سادگی بیرون آمده چرا چون ابرقدرتها با سیاستهای كارشناسانه و ادوات جنگی خود در مقابل اسلام صف آرایی كرده اند پس چون جنگ پیچیده شد ما هم باید پیچیده جنگ كنیم مثل قبل نیست كه جمعی جمع می شدیم و پیش می رفتیم شاید الان گروهی بیایند و جنگی یا عملیاتی هم نشود . وقتی فرماندهان اعلام كردند ما فوراً در جبهه ها حضور به هم برسانیم كه انشاءالله با شركت فعالانه و اطمینان به مسئولین و لبیك واقعی به امام و حضور مستمر ما این جنگ را به اتمام برسانیم . انشاءالله .
سئوال : صحبت شیرین است ولی به خاطر كمبود وقت شما به عنوان فرمانده لشگر 31 عاشورا در آخرین صحبتهای خود چه پیامی برای رزمندگان و ملت و امت اسلام دارید بیان كنید ؟
پاسخ : اول كه انشاءالله همه جوانان آماده باشند تا با ابلاغ عمومی در جبهه ها حضور به هم برسانند . بعضی مسائل در جامعه هست كه هم مردم به ما می گویند و خودتان خبر دارید و امام اخیراً صحبتهایی فرموده اند. توطئه هایی در حال انجام است كه هم در جبهه ها كه مانع پیشروی رزمندگان شوند و هم در داخل جبهه.... اتحاد ما چه كنند ؟ نفاق وارد می كنند تا این مشكلات و توطئه چینی ها و نارضایتی ها باعث شود تا حكومت و دولت و رزمندگان تضعیف شوند و روحیه خسته و كسالت باری را ایجاد نمایند و در بین مردم اشاعه دهند مردم ما باید آگاه باشند به این دسیسه ها . از طرف چه شخص متعهد و چه شخص عادی چه آگاهانه باشد و چه ناآگاهانه باید پرهیز كنیم تا حكومت تضعیف نشود . چه شخص متعهد، چه منافقین. نفاق و ایجاد نفاق به وسیله تبلیغات زیاد به وسیله مردم ناآگاه چه نوع خطر جدی است و پرهیز نكردن خیانت است. اتحاد بین مردم از بین نرود و صحبتهایی كه امام اخیراً فرموده اند مردم باید با جان و دل آنها را گوش و انجام دهند . همه باید انجام دهید ما در راهی قرار گرفته ایم كه خیلی سخت است به فرموده امام باید به اتمام برسانیم و در نیمه راه قرار نگیریم و تا آخر ادامه دهیم . حفظ وحدت و یكپارچگی مستلزم دوری از نفاق ، تبعیت از امام ،ومهم ترین شناختن دوست و دشمن و كسانی كه دلسوز ما نیستند یعنی انقلاب نكردند ، جبهه نیامده اند به سختی نیفتاده اند و خود را خیلی خوب و صحنه گردان نشان می دهند اینان را بشناسیم و بدانیم اینان خیانتكار به ما هستند هركاری كه باعث تضعیف حكومت اسلامی می شود باید پرهیز كنیم چون كارها و عملیات بزرگی در پیش داریم . ما باید به این اهداف برسیم درست است كه مشكلات رفاهی هست ولی اینان در نظر ما اصل نیست اگر ما اسلام نداشته باشیم اینها به درد ما نمی خورد . اگرچه بهترین خوراكها و بهترین زندگی ها را داشته باشیم مانند كسی هستیم كه دین نداریم……