بنام خدا
جهت روح پرفتوح شهدا صلوات. خداوندا در این صبح گاه كه نور زرین خورشید می تابد و رزمندگانت، دركنار هم محیط صمیمانه ای تشكیل داده اند، تو را شكرمی گوییم ، بر پیامبرانت و برگزیدگانت درود می فرستیم و مسئولیت عظیمی كه در مقابل خون شهدا بر گردن داریم، انشاءالله بتوانیم با كمال خلوص نیت و با كمال صمیمیت در كنار هم به نحو احسن انجام دهیم. سپاس چون تو خدایی كه آن قدرت به ما عطا نموده ای كه بتوانیم در جبهه مقدس وارد شده و برای كمك به دین خود پیشاهنگ باشیم. بارالها از تو می خواهیم كه در این جنگ مقدس كه برای پیروزی خود در پیش داریم ما را یاری كنی آمین .
تقدیم به شهدا و روح پاك آنها شهیدانمان باكری ، یاغچیان ، مشهدی عبادی ، ورمرزیانی و شما رزمندگان سلحشور ـ نوحه یا شعار
فرمانده لشگر مهدی باكری
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدالله الذی ……
با درود و سلام به پیشگاه معظم ولی عصر امام زمان و بعد نایب بر حقش امام امت و درود بر روان پاك شهدا. درود و سلام به خانواده معظم شهدا ، درود و سلام بر امت مسلمان و مومن و با استقامت ایران و رزمندگان پاكباخته اسلام .
من عذر می خواهم از محضر علمای گرامی كه باید از حضورشان بنده كسب فیض می كردم، ولی چاره ای نیست، باید چند كلمه ای صحبت كنم . اولین مسئله و اهمیت آن راجع به انتخابات صحبت می كنم. با این كه برادرها خود واقف هستند به اهمیت انتخابات و امام و تمامی سران حكومت نیز این مورد را بیان كرده اند . مسئله مجلس حاصل خون شهداست و ارزش و قدر مجلس را نیز مكرر بیان شده بنابراین حتماً برادران چه كسانی كه حاضر و چه غایبند روز بیست وهفتم روز انتخابات است. برادران سعی می كنند كه در انتخابات شركت كنند و با رأی خود مانند پتك آهنین است كه بر سر جنایتكاران عصر جدید می كوبند . رأی بدهند و جایی نروند و فراموش نكنند و از این فیض بزرگ محروم نشوند و كاندیداهایی كه در این منطقه تعیین شده اند ما بتوانیم رأی بدهیم . رزمندگان هر منطقه بر حسب ضوابط تعیین شده باید رأی بدهند. برادران دراینجا باید به نمایندگان اهواز رأی بدهند و چون ما نمی شناسیم آنها را و از امام بزرگوار سئوال شده و فرموده اند از علمای آن شهر سئوال كنید و با تأكید آنها به آن اشخاص رأی دهید . بنابراین یا از امام جماعت، یا علمای اهواز، یا اگر به آنها دسترسی ندارید از علما و روحانیون جبهه بپرسید و می توانید آشنا شوید با نمایندگان .
اسامی تمامی نمایندگان را تا روز انتخابات همه جا زده اند. نه نفر نامزد انتخابات است و سه نفر باید انتخاب شوند. برادران بنا بر تكلیفی كه امام تأكید داشتند باید نمایندگان شناسایی و بعد رأی داده شود .
پس دقت كنیم كسانی را كه مورد تأیید علمای این شهر است انتخاب كنیم . تأكید برای شناختن نمایندگان . حمد و ستایش خداوند متعال را كه ما را برای این مقام و راه هدایت فرموده اند كه اگر لطف الهی نبود ما نمی توانستیم به این مقام ومنزلت برسیم . معنی آیه است كه در اول صحبتهایم گفتم .
مسائلی كه خدمت برادران می گویم جزء تكلیف و وظیفه است. اول از این صحبتها خودم یاد می گیرم در مورد رفتار و كردارم . برادران فكر كنند كه این صحبتها خطاب به كسی یا كسانی نیست، یا رفتار بخصوصی، ولی مطالبی است كه باید گفته شود. به ما كه به عنوان رزمنده اسلام در جبهه حضور پیدا كرده ایم و یقیناً لازم است و دوباره تكرار كردنش دور از لطف نیست . یقیناًاین سئوال برای برادران طرح شد كه ما برای چه به اینجا آمدیم و چه انتظاری از آمدن ماست و چه تكلیفی بر عهده ماست و بیست وچهار ساعته در اینجا حضور داریم چه اعمالی باید انجام بدهیم ؟ دور از اعتقادات و عقاید اسلامی و در پیرو اطاعت از فرمان خدا و دفاع از اسلام و امت مسلمین و اطاعت از امام امت در جبهه حضور پیدا كرده ایم و به گفته خداوند این حضور یك نعمت بزرگ خداوند متعال این وظیفه را بر گردنمان گذاشته است. چرا كه واقعاً ما نمی توانیم به اینجا راه پیدا كنیم. به این منزلت و جایگاه سرباز اسلام و رزمنده اسلام راه پیدا كنیم و خدا به ما كمك كند و ما باید چقدر متشكر و ممنون خدا باشیم و این سعادت و این مقام بزرگ به ما عطا نموده و اگر شبانه روز هم از خدا تشكر كنیم نمی توانیم حق را به جا آوریم و پاسخ این نعمت را بدهیم . حضور ما هم در اینجا به دنبال آزمایشی است از ما مسلمین .
خداوند می فرماید ضمن این كه شكرگزار این نعمت و ما را هدایت كرده تا در اینجا حضور پیدا كردیم، لباس اسلامی پوشیده ایم و سلاح اسلام در دست گرفته ایم و در مقابل كفار صف آرایی كردیم، در حال آزمایش هستیم، هدف این نیست كه صرفاً جنگی باشد و ما هم در آن شركت كنیم و صدام رادر مقابل داشته باشیم كه از بین می رود، یا جنگ بین دو مملكت باشد . خداوند فرموده ما خودمان زمان دادیم به این طغیانگران، تا طغیان كنند و در مقابل مومنین را آزمایش می كنیم .نحوه برخورد من بنده تسلیم شده خدا با كفار و ظالمین می دانیم چگونه است. پس حضور ما آگاهی و زبان و دقت كم و ناقص است. ظالمین در صحنه و مومنین در مقابل آنها مورد آزمایش قرار می گیرند. بنده خیلی ناقص و مختصر بیان می كنم این موضوع را و خیلی باعث بحث و گفتگو می شود کرد .
كوچكترین لحظات و كوچكترین اعمال ما در بوته آزمایش قرار گرفته واین صحنه ها برای آزمایش است ؛ نابودی صدام در دست ما نیست و چنانكه آفریدگار صدام هم ما نیستیم. ما را خالق آفریده و ظالمین را هم خدا آفریده و مرگ او و برباد رفتن حكومت ابرقدرتها همه با خداست . ما باید شاكر خدا باشیم تا كه در جبهه ها حضور پیدا كرده ایم ولی در این حضور برادران كمی انتظار دارند .
علاوه بر شكر الهی كه در این جبهه ها حضور پیدا كرده ایم و مجاهدت می كنیم و چه بسا سعادت بیشتری نصیبمان شود كه شهادت باشد تمام اینها را شاكریم . انتظار رزمندگان، پیروزی حق علیه باطل است.از هر رزمنده ای كه در اینجا حضور دارد و عازم جبهه است ،سئوال می كنیم، در پاسخ می گویند؛ می رویم و جنگ می كنیم تا پیروز شویم. ولی لازم است كه این پیروزی دست كیست ؟ پیروزی در صحنه جنگ مسلمین و كفار در دست خداست . آیا پیروزی ما بستگی به زیاد بودن ادوات جنگی است ؟ فقط و فقط به این بستگی دارد كه نیروی ما ورزیده، چترباز و نیروی ویژه كه در دنیا معمول است، هلی كوپتر زیاد باشد، اگر همه اینها باشد ما پیروزیم . خداوند متعال می فرماید : پیروزی مسلمین فقط در دست خداست، به آن پیروزی كه ما اعتقاد داریم، آن پیروزی همان پیروزی نیست كه در بین دولت ها می بینیم كه هر كدام وسایل جنگی بیشتری داشته باشند پیروز است. هجوم می آورد و پایمال و له می كند تا حكومتی را بر سر قدرت بنشاند . این درس ما و اعتقاد ما نیست. نه به خاطر پول ، ثروت ، زمین جنگ كنیم، بلكه این جنگ و این مملكت و این مردم این گونه نمی جنگند، چون ما مكرر صحنه هایی دیده ایم كه … و این صحبت خداوند است كه می فرماید پیروزی دست خداست ما در اینجا چه كاره ایم ؟ می خواهیم پیروز شویم ؟ پیروزی در دست خداست پس تكلیف ما چیست ؟ تكلیف ما این است كه زمینه را در صحنه های جنگ آماده كنیم و شرایط را آماده كنیم كه پیروزی خداوند متعال برای ما عنایت شود . برای نازل شدن پیروزی باید چه كنیم ؟ جبهه های جنگ را آماده و آراسته كنیم تا خداوند راضی باشد و مورد لطف الهی قرار گیرد آن زمان است كه پیروزی نصیب ما می شود . به هر حال ما كه دو ماه ، سه ماه ، یك سال ، و یا دو سال به این جبهه ها می آییم و اینجا هستیم و اگر از تك تك ما سئوال شود در این زمینه باید تلاش كنیم با نیت قلبیی كه داریم خداوند آن زمینه را برای ما فراهم كند . دو ماه ، پنج ماه ، یك سال ، دوسال به اینجا می آییم و وقت و عمرمان را می گذاریم تلاش میكنیم ولی زمینه را آماده نكنیم . آمادگی را ایجاد نكنیم و خداوند هم پیروزی را نصیبمان نكند. حتماً روحانیون محترم در این زمینه برای برادران صحبت می كنند . در كلاس ها ، جلسات ،نمازها در تمام صحبتها در این جهت خواهد بود . چند مورد خدمت برادران می گویم شاید اینطور نباشد در رابطه با زمینه را فراهم كردن كه انشالله زحماتمان هم از بین نمی رود . همانطور كه ما از خدا انتظار داریم كه پیروزی را نصیبمان كند چه كنیم؟ شامل همین موضوع است كارهایی كه باید انجام بدهیم دو قسمت است. قسمت اول آمادگی پیدا كردن و دوم مراقبتهایی كه باید انجام دهیم .در قسمت آمادگی یكی آمادگی معنوی و دومی آمادگی نظامی و آموزشی . پس ما رزمندگان باید اول آمادگی معنوی پیدا كنیم كه بنده چند جلسه بیان می كنم. در مورد این مطلب باید خیلی كار كنیم تا زمان عملیات . البته همه ما به این یقین و ایمان رسیده ایم این حرف هارا به خودم می گویم. البته حرفهای اسلام شنیدنی است .زمینه مهم پیروزی و اصلی كه یك رزمنده مسلمان با یقین تمام در صحنه جنگ حاضر شود، یعنی آن لحظه نبرد خود را آماده كند، چیزهایی را كه شنیده و دیده در خود بررسی كند تا خود را با آن الگوها آماده كند . در مورد خود آن آمادگی را پیدا كند با یقین قلبی در صحنه جنگ حاضر شود . برای این كه مطمئن در صحنه حاضر شویم باید به دستورات الهی كه به رزمنده اسلام داده است عمل كنیم و من نصر الا عند الله همانطور كه خون در رگ ها جریان دارد ما هم همان طور شویم .
اگر لحظه ای در صحنه نبرد احساس كردیم و گمان كردیم اسلحه ای كه در دستمان است ،كارساز نیست، با روحیه قوی نبرد می كنیم، مثلاً اسلحه خراب شد، یا مهمات تمام شد، اگر ذره ای شك و تردید در روحیه این شخص پیدا شود یعنی این كه به یقین نرسیده است . اگر دید انبوهی از تانكهای دشمن و نیروهای دشمن در مقابل او كه تعداد كمی نیرو دارد و دستور هم این است كه مقابله كند اگر این صحنه را دید و دگرگون شد این جا چه شد ؟ هنوز این شخص اشكال دارد . حال اگر عوض شد، اگر ترسید،یا خواست عقب برگردد، پس باید ما وجودمان را آماده كنیم در این زمینه .
خداوند در این صورت می گوید مثلاً با این تعداد نیرو و اسلحه و تانك پیش رویم بعد از مدتی كه نیمی از اینها را از دست دادیم اگر آنطور كه اول می رویم نرویم و سست شویم نشانه این است كه توجه و یقین و ایمان ما به این اسلحه و نیرو بود . هر رزمنده اصلی ترین زمینه ای را كه باید در وجود خود ایجاد كند همان روحیه و یقین قلبی است كه تنها، تنها در صحنه نبرد یا هر جا كه خداوند حاكم مطلق است. در صحنه نبرد وقتی نیروی دشمن ، اسلحه دشمن ، زره دشمن ، آتش دشمن ، امكانات دشمن اگر اینها كم باشد كه باعث سستی من و اگر اینها زیاد باشد باعث قوت قلبم شود .
پس نیرو و روحیه ام را بیشتر از این آزمایشات و بقیه را از خدا گرفته ام. در آن صحنه ای كه خدا می خواهد دشوارترین آزمایش خود را بگیرد و زمانی كه ما خلع سلاح شویم خدای نكرده تصمیم تسلیم شدن می گیریم یا تصمیم عقب برگشتن می گیریم و آن اندازه باید آمادگی باشد كه خداوند می فرماید در شدیدترین صحنه های جنگ هیچ گونه حق فرار ندارید مگر این كه نیرو بیاورید یا از جناح ها حمله كنید. در این آیه حك شده در قلبمان ذره ای خوف و لرزش در دست و پایمان ایجاد نمی شود و از دشمن و بسیاری دشمن و قدرت دشمن نمی هراسیم . قدرت مطلق خداوند در صحنه های سخت باید در قلبمان باشد و ایمان داشته باشیم . این اصلی ترین رمز پیروزی در عملیات است و پیروزی بالاتر در پیشگاه خدا است كه از این دنیا پیروز برویم به پیشگاه خدا یعنی با نمره بیست قبول شویم .
در اول صحبتهایم گفتم ما اعتقاد نداریم كه مهمات و سلاح و نیرو نقشی در پیروزی ندارد و نصرت و پیروزی دست خداست . خداوند است كه بر بندگان و رزمندگان یقین پیدا كرده و خوفی كه در دل دشمن ایجاد كرده كه ما نمی بینیم كه باعث پیروزی در آن صحنه جنگ شد. اگر لطف الهی شامل حالمان نشود ما چگونه پیروز می شویم ما كه نمی توانیم كاری كنیم .
شرط اول این است كه آنقدر یقین پیدا كنیم و چه اعمالی را باید انجام دهیم تا به این آمادگی برسیم .البته الگو هم داده است كه این الگو امام حسین (ع) و یارانش اند كه تك تك در صحنه نبرد حاضر می شوند و شهید می شوند ولی تا آخرین قطره خون ایستادگی می كنند . حكم، حكم الهی است .
تا این اندازه قلب ما باید قوی باشد كه شهادت عزیزانمان و زخمی شدن برادرانمان ذره ای در روحیه ما تزلزل ایجاد نكند. شاید این خونها ما را بیشتر تقویت روحی كند . احساس كنیم كه این خون از بین رفته، بله باید توانم دو برابر شده . اگر ما می خواهیم از این آزمایش روسفید دربیاییم، می خواهیم پیروز شویم،البته پیروزی طبقه بندی است. مانند دانش آموزی كه پله پله بالا می رود و خداوند پیروزی نصیب ما كرده روزی برسد كه ما پیروزی نهایی را به دست آوریم یعنی می خواهیم. شعار كه نیست، این همه دعا می كنیم و حاضر شدیم در صحنه برای دین . لازمه پیروزی نهایی این است كه دارای آمادگی بالا باشیم، برای همه رزمندگان در مقابل تمام مشكلات و كمبودها و سختی ها، در جبهه جنگ بی خواب بمانیم، بی غذا، بی آب در محاصره باشیم، همه شهید شوند، زخمی و ما تنها باشیم، تمام سختیها، هرچه سختیها غیر قابل تصور باشد و همه اینها آزمایش الهی است. باید آن بنده ای كه مورد آزمایش است سربلند از این آزمایشات بیرون بیاید. با چه ؟ با روحیه و آمادگی و ایمان قلبی. بنابراین شرط مهم و اصلی ما روحیه شهادت طلب حسین گونه داشته باشیم . آن روحیه حسین گونه و شهادت طلب تا آخر با ما باشد حتی تقویت هم شده باشد. یعنی چگونه امام حسین فرزند شش ماهه خود یا برادرزاده ها یا برادرهای خود و اقوامش و یارانش را یكی یكی شهید داد و آخر هم خودش، هر بار كه كسی شهید میشد، جبهه و صحنه امام حسین نورانی تر می شد، باید مانند امام حسین تا آخرین لحظه مبارزه كنیم، تا خداوند بگوید، ای بنده من كه شهید یا زنده با بهترین نمرات از این آزمایش بیرون آمده ای، ملائكه من این امداد و كمك را به آنها بكنید واین پیروزی را نصیبشان كنید . پس برادران عزیز و بزرگوار من اگر با یقین قلبی می خواهیم با كفار بجنگیم با پذیرا بودن، مقابله كردن با بیشترین مشكلات و كمبودها و با كمبود نیرو در مقابل كثرت دشمن . زمانی قدرت بیشتر می شود كه خداوند نیز در این جبهه باشد و خداوند ملائكه و امدادهای خود را بفرستد تا پیروزی نهایی حاصل شود .
كسانی كه كربلا می خواهند باید مانند صاحب كربلا بشوند . جسارت نمی كنم به حضور رزمندگان این چیزهایی است كه بنده از شهدا و مجروحان دیده ام و به این نتیجه رسیده ام . با دیدن این صحنه ها چرا اینقدر جنگ طولانی شده است ؟ چرا راه باز نمی شود ؟ چرا ما به كربلا نمی رسیم ؟ شما را دیدم مجروحان و تلاش آنها را دیدم مجموعه صحنه جنگ را هم دیدم . این سئوالها مكرر در ذهنمان پرورش می یابد . در صورتی كه مرتب آنها می جنگیدند و تكه پاره می شدند و می گفتم چرا این زمینه نباشد كه خداوند شاهد این صحنه هاست مگر در قدرت الهی نیست كه صدام و صدامیان را از بین ببرد. مگر ما ایمان و اعتقاد نداریم ؟ مگر نمی شود ؟ چرا ؟ فكر می كردم كه این را برای برادران بگویم كه هرچه پیش رویم آزمایش سخت تر می شود و خداوند بیست می خواهد برای كربلا . برادرانی كه محصل هستند می دانند اگر بیست می خواهند باید درس بخوانند و زحمت زیاد بكشند . پس ما هم همینطور هستیم اگر كربلا می خواهیم بیست می خواهیم، باید تلاش كنیم، تلاش كنیم تا آن اندازه ای كه از امتحان قبول شویم .
خواست خودمان است، خواست امام امت ، خواست خانواده شهدا ، امت مسلمان ، مستضعفین ، مسلمانان دنیا است و این مسئولیت به گردن ما است و این پرچم در دست ما شرط اصلی این است و مهم توجه، توجه، توجه .
در رابطه با آمادگی معنوی این موضوعات را رعایت كنیم كه روحانیون آنها را بازتر برایتان می گویند، واجبات مثل نماز جزو چیزهایی است كه بنده از شما انتظار دارم .
جبهه مقدس است چرا ؟ مگر شما قبرستانهای شهدا را مقدس نمی دانید، مگر ما كربلا را سرزمین مقدس نمی دانیم ؟ اینجا هزاران نفر خونشان ریخته شده بر این خاكها .
این منطقه ای كه وارد جبهه می شویم جای مقدسی است، پس توجه به واجبات لازم است .
چطور وقتی جای زیارتی می روید با خلوص می روید و بعد از یك ساعت به زندگی عادی برمی گردید . در اینجا مدت مأموریت شما است و بدانیم این زمینها مورد توجه خداست ، امام زمان است مورد توجه ارواح شهدا است . پس واجبات و جزئیات مهم و عمل به آن مهم تر، چرا كه خاك آن مقدس است ، جمع مقدس است ، هدف مقدس است. درخواست من این است كه گویا به حرم ائمه اطهار وارد می شویم . در معابر آنها یا محل دفن آنها خودمان را حاضر و متوجه خدا كنیم .
پس یكی از اساسی ترین واجبات نماز است . برادران می دانند كه پیامبر گرامی چقدر تأكید داشتند به نماز اول وقت . امام امت در رساله اش نگاه كنیم هیچ عذری پذیرفته نیست برای نماز اول وقت و جماعت لذا ………