تبليغاتX
شهید آقا مهدی باکری - سخنرانی و مصاحبه ( 2

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدالله همه چیز واضح است و رهنمودهایی كه امام فرموده است دقیقاً وظایف و خط ها مشخص است ولی به عنوان یك فرزند این ملت ایثارگر كه كمی وارد مسائل اسلام بشویم كه واقعاً دشمن و عموم كفار به این نتیجه رسیدندو كشورهای غربی و چه كشورهای كمونیستی تنها عاملی كه آنها می ترسند و تنها حكومتی كه از او هراس دارند و مخالف خود می دانند تنها حكومت اسلامی است كه هیچ سازشی با غرب یا شرق ندارند . در عمل نشان دادیم با موضع گیری كه از نظر سیاسی و به صورت عملی انجام داده به هر حال جمهوری اسلامی مشخص شده . ملتهای مسلمان زیر فشار و سیتره و مقداری هم اینان بیشتر تلاش می كنند تا شورش كنند و مسلمانان در آن كشور ها باید قیام كنند . ملت ایران با خداست . درست است كه ملتهای مستضعف با ما هستند ولی در عمل اینطور نیست به جای این كه این كشورها دست در دست هم بگذارند یكی دو شود و دو سه شود. این گونه نیست و فقط جمهوری اسلامی در برابر ابرقدرتها ایستاده است و دشمن به حالت جدی در مقابل ما ایستاده و اگر ما كوتاهی كنیم ممكن است خدای نكرده جبران ناپذیر شود . انشاالله پیامهای امام را گوش می كنیم و رهنمودهایشان را انجام می دهیم و حركت می كنیم بخصوص در مورد پیامی كه درباره ادامه جنگ، كه تا آنجا كه جبهه ها نیاز به نیرو دارند مردم با جان و دل در جبهه ها حضور داشته باشند راجع به فعالیتهای سیاسی و اقتصادی نیز همین طور مشغول باشیم و بیهوده توانمان را هدر ندهیم. تلاش كنیم و خداوند هم یار و یاور ما باشد . حضور مستمر در جنگ و جبهه ها داشته باشیم تا بتوانیم صدام را از بین ببریم. همانطور كه امام فرموده صدام در حال انفجار است. امیدوارم بتوانیم ضربه آخر را بزنیم و از باطل هیچ اثری نماند انشالله نصرت نهایی .

همچنین وظیفه ای كه به گردن ماست حفظ و پاكسازی مناطقی است كه چند ماه قبل به تصرف ملت ایران درآمده و باید به مردم تحویل داده شود تا فعالیت خود را از سر بگیرند و بازسازی شود . بعضی شهرها و شخصیتها اعلام آمادگی كردند برای بازسازی این شهرها كه انشالله بازسازی شود و مردم دوباره به زندگی خود ادامه دهند . همه ما باید پشتكار داشته باشیم تلاش كنیم كه زودتر این خانواده ها به سر خانه خود برگردند و در آخر با دعایی كه از پیشگاه خدا داریم تعجیل در ظهور امام زمان و توحید برای مسلمانان و این بندگی راخدا قبول كند و طول عمر برای امام تا ظهور امام زمان .

والسلام

چنان كه ما را و صدامیان را خدا آفریده و ظالمین و ستمگران كارهایشان پیچیده شده است و از بین رفتنش با كیست ؟ دست خداوند متعال است . و این صحنه ها همه آزمایش است و ما باید شكرگزار این نعمت باشیم كه در این صحنه ها قرار گرفتیم . ولی در این حضور خود برادران یكسری انتظاراتی دارند علاوه بر این كه شكر می كنیم خدایا این نعمت را نصیبمان كردی عاقبت به خیر می شویم و چه بسا سعادت بزرگتری نصیبمان بشود و آن هم شهادت باشد البته كه شاكریم . تمام رزمندگان یك انتظار دارند آن چیست ؟ پیروزی است . از هر رزمنده ای بپرسید می گوید می رویم جنگ كنیم تا پیروز شویم ولی لازم است دقت كنیم پیروزی دست كیست ؟ پیروزی در این جنگ بین مسلمان و كفار در دست خداوند متعال است .

آیا پیروزی ما بستگیش به داشتن ادوات جنگی بیشتر است ؟ آیا پیروزی ما بستگیش به زیادی نیرو و داشتن نیروهای ویژه و داشتن سلاح است ؟

خداوند متعال می فرماید فقط پیروزی مسلمین در دست من است . آن پیروزی كه ما اعتقاد داریم آن پیروزی نیست كه مابین  ملل و كشورها رخ می دهد البته هر كسی كه ادوات جنگی بیشتری دارد زور می گوید به كشورهای ضعیف تر . این نوع مطلوب نیست و ما به این چنین پیروزی اعتقادی نداریم . نه به خاطر حكومت نه به خاطر گرفتن زمین جنگ می كنیم. ولی نه برای اینان در آن چنان جنگها و دولتها به سرباز خود امكانات مالی خوبی می دهد و او نیز خوب می جنگد و زنده می ماند . ولی این حكومت و ملت … ما به صورت مكرر دیده ایم در صحنه های جنگ و این حرف خود خداوند است كه و من نصر الله عن الله پس ما چه كنیم ؟ می خواهیم پیروز شویم پیروزی دست خداست چاره چیست ؟ تكلیف ما این است كه زمینه نبرد را در صحنه جنگ آماده كنیم كه پیروزی خداوند برای ما میسر شود . اگر بخواهیم پیروزی بر ما نازل شود چه كنیم ؟ باید این صحنه های نبرد و جنگ را آنطور كه خداوند دوست دارد آماده كنیم در آن صورت پیروزی نصیب ما می شود پس ما كه دو ماه ، سه ماه، یك سال ، دو سال در این جبهه حضور داریم از تك تك ما بپرسند كه دوست داری وقت شما تلف شود ؟ هرچند كه نباید اینطور بشود و نگذاریم اینطور شود . این روزهایی كه هر لحظه اش را خدا از ما حساب می گیرد برای این كه این اعمال از بین نرود و حتماً باید این زمینه ها را پیدا كنیم و خود را آماده كنیم و آنانی كه آماده هستند خود را تقویت كنند وشبانه روز تلاش كنیم تا آن نیتی كه در قلب داریم به سرانجام برسد . خدای نكرده مدتی از عمرمان بگذرد، تلاش كنیم ولی زمینه را آماده نكنیم خداوند نیز پیروزی نصیب ما نكند . انشالله روحانیون معظم در این ارتباط با شما صحبت می كنند در كلاسها ، نماز جماعت و مراسم صبحگاهان با شما صحبت می كنند. فقط چند مطلب كه به نظرم ضروری می آید خدمت برادران عرض می كند راجع به ایجاد این زمینه ها كه اگر این زمینه را آماده كنیم زحمات ما از بین نمی رود و این انتظاری كه از خداوند داریم تا نصرت نصیبمان كند و این پیروزی را مرحمت كند چه كنیم ؟ شامل این كارهاست این كارها شامل دو قسمت است یكی آمادگی و دیگری مراقبتها .

قسمت آمادگی یكی آمادگی معنوی و دیگری آمادگی نظامی و آموزشی .

در مورد آمادگی هایی كه ما رزمندگان باید پیدا كنیم یكی آمادگی معنوی است . راجع به این مطلب، برادران باید زیاد كار شود تا زمانی كه عملیات شروع شود فرصت داریم البته هم به درجه ایمان و یقین رسیده ایم البته به خود می گویم، این شرایط اسلام است و شنیدنش بی فایده نیست ، زمینه مهم پیروزی این است كه یك رزمنده مسلمان با یقین كامل در صحنه جنگ آماده باشد. یعنی خودش را تا لحظه نبرد آماده كند و چیزهایی را كه شنیده و فهمیده در خود تجزیه و تحلیل كند و خودش را با آن الگوها تطبیق دهد و در خود آن آمادگی روحی را پیدا كند و با قلبی معتقد و با ایمان وارد صحنه نبرد شود. برای این كه این گونه مطمئن وارد نبرد شویم باید چه كنیم ؟ باید ببینیم خداوند چه دستوراتی به ما رزمندگان قبل از ورود به صحنه نبرد داده اند ؟ و من نصر الله عن الله چگونه خون در رگ در جریان است ما هم باید چنین باشیم اگر رزمنده ای این فكر را كرد كه بگوید سلاح دارم. مهمات به اندازه كافی دارم. روحیه هم قوی. پس خوب می جنگم. آمدیم و جایی گیر كردیم مهمات تمام شد ،اگر ذره ای دگرگونی در روحیه او پیدا شود، یعنی چه؟ به این اعتقاد نرسیده و اتكا به اسلحه بیشتر از اتكا به خداست. اگر دید انبوهی از تانكهای دشمن در مقابل او صف آرایی كرده اند و آنان زیادند و اینان كم و دستور هم ایستادگی است، در همان حالت حال او دگرگون شد این شخص چه شده ؟ هنوز به … اعتقاد قلبی به خدا پیدا نكرده و اشكالی است. اگر زد و عوض شد و زانوهایش لرزید و از كجا فرار كند پس این گونه زمینه ها در جنگ باعث شكست می شود . خداوند متعال می فرماید كه... شما هزار نفر نیرو است این تعداد تانك این تعداد اسلحه این تعداد هلی كوپتر وقتی این صحنه را دیدی زانوهایتان شل می شود نشان دهنده این است كه توجه و قوت قلبتان به كثرت نیرو است. یك رزمنده مسلمان اصلی ترین زمینه ای را كه باید ایجاد كند در خود و در جبهه جنگ آمادگی و یقین قلبی كه فقط و فقط خدا حاكم است وقدرت مطلق خداست نه قوای دشمن نه آتش دشمن ، نه آن سلاحهای قدرتمند بلكه اگر اینها كم باشد روحیه من تغییر كند و اگر زیاد باشد احساس برتری كنم پس من نیرو و روحیه ام را تا حدودی در آزمایشهای سخت از دست ندهم . خدای نكرده تصمیم عقب نشینی نگیریم . در این آیه شریفه كه آمده در سخت ترین صحنه های نبرد هیچ گونه عقب نشینی و فرار ندارید مگر در زمانی كه تقاضای نیرو داشته باشید. تا آنجا باید روحیه قوی داشته باشیم كه در مقابل دشمن لرزه ای به زانوان و دستهایمان نیفتد . نقش خدای متعال را در همه زمینه و قلبمان ایمان داشته باشیم و باور كنیم تا دشمن نتواند بر ما چیره شود . این اصلی ترین اصل هر پیروزی در عملیات است . پیروزی اصلی این است در پیشگاه خدا روسفید درآییم . با نمره بیست این امتحان را قبول شویم. درست است داشتن نیرو و ادوات باعث پیروزی است اما ما اعتقاداریم كه این ایمان به قدرت خدا است كه باعث پیروزی می شود. كسی كه با ایمان قلبی و روحیه مصمم پیش برود با چیزهایی كه خودش می بیند این نصرتها را به دست می آورد . اگر كمك الهی نباشد ما نمی توانیم كاری كنیم . شرط اصلی این است كه آنقدر یقین پیدا كنیم و اعتقاد داشته باشیم در آن صورت در جبهه وارد شویم تا آخرین نفر . تا آن اندازه باید قلب ما قوی باشد كه شهادت برادرانمان در كنارمان یا زخمی شدن عزیزانمان ذره ای ضعف در ما ایجاد نكند پس باید چه كنیم ؟ باید بیشتر روحیه خود را تقویت كنیم. احساس كنیم خونی كه ریخته شده بر آن خاك، باعث تقویت روحیه ما بشود یا این كه آن خونی كه ریخته داخل رگهای ما جریان دارد و در رویارویی با دشمن، گویا با آن برادر شهیدیم،دو نفر شده ایم . اگر می خواهیم از این آزمایشها روسفید درآییم و می گوییم پیروزی باشد ( پیروزی مرتبه به مرتبه ) مانند شاگردی كه در مدرسه آرام آرام یا پله پله پیشرفت می كند،  پیروزیهایی هم داشته ایم، ولی می گوییم پیروزی نهایی میخواهیم، این پیروزی ها شعار نیست و لازمه این كه خداوند این پیروزی را مرحمت كند این است كه با این آمادگی و قدرت بالای رزمندگان در مقابل مشكلات این جبهه ها گرسنگی ، بی خوابی ، بی آبی ، در محاصره ماندن از ده نفر یك نفر زنده ماندن ، برادرمان در كنارمان شهید یا زخمی شود، همه این سختیها كه به عینه دیده ایم، شاید به مراتب سخت تر پیروز شویم .

در بین راه احساس خستگی نكنیم، دنبال مسائل دیگر نرویم و امام حسینی كه در كربلا منتظر هست، برای ما كه مدعیان كربلا هستیم و آزادی قدس باید این هدفها را از یاد نبریم، توطئه های دشمن وسیع است، هدفهای اصلی را از یاد نبریم، با هدفهای فرعی كه ناچیز است و راه را ناشدنی و غیر ممكن فرض كنیم و ما را پیرو ناتوان و خسته جلوه بدهند كه بگویند جمهوری اسلامی عاجز است، همه اینها شایعاتی بیش نیست و توطئه های آنها است كه با حضور در صحنه ها این توطئه ها را خنثی كنیم و فرمایشات امام را با جان و دل گوش فرا دهیم . خدا پیروزی را نصیبمان بگرداند و خداوند خود نصرت و پیروزی عطا كند انشاالله پیروزی نهایی نصیب مسلمانان ایران بشود .

والسلام

بسم الله الرحمن الرحیم

ان الله اشتری … فوزا عظیما

ضمن سلام و درود به رهبر عظیم الشأن،امام خمینی و ملت شهید پرور و مسلمان ایران و با یادی از شهدای با اجر و عزیز اسلامی ایران در موردسئوالی كه فرمودید : راجع به عملیات در رابطه با اخذ حقوق قانونی ایران كه عراق بی توجهی كرد، با تجاوز به خاك ایران و این تجاوز انجام پیدا كرد، برای این كه، قدرت اسلام در جمهوری اسلامی متجلی بود، در بازوی رزمندگان اسلام خواستند بگوید كه، كفر از بین رفتنی است و همه این مسائل واضح و روشن است. توسط منابع رسمی و رادیو و تلویزیون اعلام شد و به محضر ملت شریف ایران رسید كه این عملیات باعث اسارت و كشته شدن نیروهای كفار و دشمنان بود و تصرف مقداری از خاك عراق برای جهت ادامه عملیات، در صورتی كه عراق گردن كج نكند، هرچند كه به پشتیبانی ابرقدرتها عراق گردن كج نمی كند و ما آماده می شویم برای بقیه عملیات .همان طوری كه امام فرموده راه قدس از كربلا ست و نائل بشویم به زیارت امام حسین و بعد ادامه عملیات.

سئوال : نقش سپاه در این جنگ چیست ؟

تیپ عاشورا جزء تیپهای متعدد سپاه پاسداران است . بنابر مأموریتی كه به این تیپ داده شده بود در جنگ شركت كرد . در عملیات رمضان همه رزمندگان سپاه ، بسیج ، ارتش ، بقیه نیروهای نظامی . به عنوان رزمنده هایی كه مأموریت دارند در جبهه حق علیه باطل جنگ كنند، شركت فعال داشتند و ضرباتی كه به پیكر دشمن شكست خورده بعثی، البته ضرباتی كه از طرف خدا زده شد و قدرتی الهی به رزمندگان داده شده، غیر از این نیست . خدا می فرماید این تیرهایی كه می اندازید فكر نكنید كه خودتان می اندازید، بلكه خداوند این تیرها را می اندازد به طرف دشمن، تمام برادران بخصوص برادرانی كه از آذربایجان شرقی و غربی و مخصوصاً تبریز دراین عملیات شركت داشتند و حضور موثر در این عملیات داشتند و این جوانان آذربایجان شرقی و غربی كه برای تكلیف شرعی خود به جبهه ها تشریف آورده اند . انشالله حضورشان پاینده باشد و عملیات متعددی در زمان كوتاه می كردند و برای دشمن تعجب انگیز بود و جای سئوال بود . می گفتند : نیروهایی كه پیاده بودند و چقدر توانایی دارند، در این حالت جوی هوا، عملیات متعدد با این شرایط را انجام می دهند و شایعاتی كه ایجاد كرده بودند و از رادیو پیامی كه فرستاده بودند. از تیپ عاشورا ضرباتی خورده بودند و گویا دلخور بودند . ضرباتی به وسیله تیپ عاشورا كه رزمندگان شركت داشتند خورد .

سئوال : مقداری درباره جنگ و آینده جنگ توضیح دهید .

شاید نتوانیم به طور مشروح صحبت كنیم ولی به طور اجمال صحبت كنیم .در قوانین قدرت الهی  كه یكی حق و دیگری باطل كه انشالله حق غلبه پیدا كند بر باطل و تكالیفی كه خداوند در قرآن كریم برای مسلمانان تعیین كرده و پیامبری كه فرستاده خداست، در زمان زندگی خود روشهای الهی و جنگهایی كه بین كفار و اسلام بود نشانگر این است كه راه اسلام روشن است . مطیع محض خداوندیم در جبهه حق كه جبهه مسلمین است قرار گرفتیم و جبهه دیگر كه به ظاهر قدرتمند است جبهه باطل در جبهه دیگر هستند و پیروزی انقلاب اسلامی و ادامه آن بعد از 22 بهمن موجب این مسئله شده است كه در خط خود یعنی خط ضد استكبار و نفی شرق و غرب و طرفداری از مستضعفین است و در عین حال می بینیم كفر هر روز … متشكل می شود در این جبهه واحد علیه ما می جنگند با این كه در قدم اول با كفار بایستی بجنگیم . مشخص بود جنگ تحمیلی عراق … آنطور كه امام امت در اول جنگ فرمودند و شخصیتها و عوامل خودفروخته مانند بنی صدر در ایران مانع ما شدند و نیروی متجاوز كیلومترها از خاك ما را اشغال كنند با این حال امام فرمودند: جنگ نعمت خوبی است و پذیرا شدیم و باعث تشكل بین نیروهای مسلمین شد و آمادگی در مقابل نیروهای كفار متحد و همچنین در ارتباط با وجود و معنویت خودمان و بهرمندی از نعمت بهشتی الهی كه همان شهادت است و آیه شریفه این موضوع را تصدیق می كند. در بزرگترین درخواستها و طلبها ما مسلمین از خدا می خواهیم پیوستن به لقاءالله و شروع به تقوا به طرف خدا این هم مقدور نیست مگر یكی، بعد شهادت، آنان كه عاشق شهادتند و به طرف خدا می روند و خداوند نیز آنانی را كه دوست دارد، این جنگ بهترین فرصتی بود برای انسانهایی كه در این توطئه ها از بین رفتند ودر روز قیامت در محضر خداوند درآیند و ما نیز در روز محشر روسفید درآییم. جنگ ابعاد مختلفی داشت . بعد محاصره اقتصادی و بعد سیاسی و همه اینها قابل بررسی و نتیجه گیری است و به طور اجمال اینها بود .

سئوال : این كه عملكرد ما با رژیم صهیونیسم غاصب چیست ؟

مبارزه با كفر یك تكلیف شرعی است كه خداوند برای ما تعیین كرده است و فرمودند كه كسانی كه در جای خود نشسته اند و اگر ما با كفار كاری نداشته باشیم آنها هم با ما كار ندارند یك خیال واهی و ساده لوحی است . و ضربات خطرناكی از كفار می خورند و نشان داده كه تا به حال نیز این ضربات را خوردیم .

جبهه كفر و خط كفر مشخص است اگر بدانیم كه آنان با ما كاری ندارند، ما هم با آنان كاری نداریم، بنابراین ساده اندیشی است كه بدون عملی در فكر قدس و فلسطین نباشیم . در نابودی اسرائیل غاصب كه ولد نامشروع ابرقدرتهایی مانند امریكا است و یك زالویی است بین ملتهای اسلام افتاده و واقعاً ملل اسلام این زالو را نشناخته و عملی متحد بر علیه اسرائیل انجام ندهند. فعالیتهایی كه آنها انجام می دهند و یك نمونه اش لبنان است .در مقابل پیروزی هایی كه ایران به دست آورده یقیناً ادامه اش به قدس است . چه بسا بعد از این نوبت آن دسته از كشورهای عربی كه سر ناسازگاری دارند و نماینده ای كه از طرف امریكا به عراق آمد نشان دهنده مسائلی است كه جمهوری اسلامی و خطراتی كه رزمندگان برای آنها به وجود آوردند و منافعی كه قطع شده و انشاءالله كاملاً قطع شود البته آنان ما را بیشتر از خودمان می شناسند . چون انسان در محدوده قرار می گیرد و جزئیات در محدوده مسخر می شود … آنها كارها و خطی كه حركت می كنند. این راه برایمان عادی بود و برای كسانی كه از بیرون نگاه می كردند، تعجب انگیز بود آن هیئت عالی رتبه نظامی كه به سوریه رفته بود. بعد از حمله اسرائیل به سوریه آن برادران می گفتند؛ ما بیرون از ایران كه رفتیم دیدم حركت و جلوه جمهوری اسلامی چقدر طنین افكن شده مسائل این است.، فهمیدند چه خطراتی از طرف اسلام برای آنها ایجاد شده برای همین می خواهند با توطئه ها و جنگ این انقلاب را به شكست بكشند . بنابراین ما باید بدانیم وظیفه مان سنگین است و قبل از این كه دشمن قدمی بردارد ما در مقابل او بایستیم تا جایی كه همه می دانید همین مسئله لبنان كه قسمتی از این كشور راهی بود برای نیروهای اسلام علیه صهیونیسم غاصب، به آنها در یك یورش این منطقه را به تصرف خود در آورد كه جلوی اسلام و مخالفت ها را بگیرد . اگر ما ساده اندیشی كنیم و به صورت جدی با عوام مقابله نكنیم كه لازمه برخورد با اسرائیل است. همان طور كه امام فرموده اند، برخورد جدی حضرت امام است. چه بسا از خباثتهای دیگر وارد عمل شوند و مستحكم تر در سر قدرت بمانند . این قدرت بر سر مردم لبنان و بر سر جهان اسلام بماند به هر حال یك تكلیف برای همه ماست و ملت ایران نیز می دانند خطر جدی است. اگر امروز حیات و حركت صهیونیسم را خفه نكنیم ،چه بسا قوت بیشتر می گیرد و مشكلات بدتری را ایجاد می كند .

سئوال : بهترین خاطرات در جبهه را بیان فرمایید ؟

خاطرات مهم من همان امداد غیبی است. البته بروید و از رزمندگان سئوال كنید . دقیقاً عملیاتی نبوده كه مشمول این امدادهای غیبی نشود . در عملیات مختلف امدادهای غیبی بودکه منجر به پیروزی ما می شد . با این قدرت ناچیز كه ما بندگان داشتیم، واقعاً قدرت و اراده الهی به صورت واضح بر مسلمین متجلی بود . كمتر انسانی پیدا می شد كه باعث شگفتی دیگران نشود. صبح كه می شد وضعیت خاكریز و سنگرها و مواضع دشمن تصرف شده بود. یكی از این عملیات فتح المبین بود تنگه وادیه و كوه میشكا. اولاً این عملیات انجام شد … دشمن در مسائل نظامی دقت زیاد داشت و سعی می كرد در مناطق و اردوگاهی كه بود خودش را استقرار كند.تا از كم بودن نیروهایش باخبر نشویم. برآوردی كه ما از نیروهای دشمن كرده بودیم بعد از عملیات پی برد.یم كه 10/1 مقدار واقعی است.در نتیجه نیرویی كه آماده شده باشد برای انهدام و تصرف آن منطقه آماده شده بود و بر حسب این برآوردها بود و عملیات نافذی بود . عملیاتی كه انجام شد آن  عشق و علاقه ای كه رزمندگان داشتند كه امدادهای متعددی وجود داشت وقتی بچه ها راه را گم می كردند، چند نوبت واحدها را فرستادیم و راه را گم كردند، شاید مواقعی نیروها به موقع به محل مأموریت خود نمی رسیدند و خط های مناطق كوهستانی ، تنگه ها ، دره ها كه نیروها یا دیر می رسیدند یا نمی رسیدند و هماهنگی نمی شد و صدمه می دیدند، امام زمان خودشان حضور داشتند و نظارت می كردند نیروهارا، كه به صورت واضح این اتفاق افتاده بود و یك نمونه دیگر دشمن بر سر راه برادران مین هایی كار گذاشته بود و خط عبور را سخت كرده بودند و نیروها می گذشتند و اتفاقی نمی افتاد .

جای دیگر دشمن می دانست نیروی پیاده ما در حال پیشروی است، با ضد هوایی سریع العمل كه می توانستند در چند دقیقه منطقه را زیر و رو كنند، برادران در جایی به محاصره افتادند كه هیچ گونه راهی برای آنها نبود از آتش آنها در امان بمانند، دستی بر سر آنها آمد و گفت عبور كنید هیچ صدمه ای به شما نمی رسد و برادران عبور كردند و بعد صبح شد، در منطقه ی تصرف شده تعدادی  اسیر شده بودند و تعداد افرادی كه به نفع نیروها خودی وارد عمل شده بودند زیاد بودند و تعداد زیادی از آنها را هم كشته بودند . شاید دشمن دو برابر یا سه برابر نیروهای ما در كمین بودند، چه نیروهایی به نفع آنها وارد عمل شده بودند و سنگرهای آنها مجهز بود، تمام رزمندگان و فرماندهان كه در عملیات بودند، در روی كوه با قلبی پاك و خالص از خدا خواستند كه هیچ شكی در قدرت الهی نكنند . همین طور هم شد با قدرت الهی این ظفر پیش آمد و واقعاً تعجب انگیز بود كه این نیروها چگونه دره ها و كوهها و تاریكی را پشت سر میگذاشتند و به منطقه نبرد می رسیدند . در آنجا یك حالت روحانی به برادران دست داده بود و با تلفات بسیار كم عبور از طبیعت، اراده قوی ، راهی روشن در آنجا متجلی می شد و حالت عجیبی پیش می آمد .

و امثال این صحبتها زیاد است جایی كه لازم بود چشم دشمن كور شود ،كور می شد .

 

نوشته شده توسط گردان وبلاگی كميل در پنجشنبه بیستم مهر 1385 |