تبليغاتX
شهید آقا مهدی باکری - سخنرانی ( 3

 

بسم الله الرحمن الرحیم

این جایی كه متصرف شدیم همه اینها فراهم بشود، تمام اینها برای آزمایش ماست و این بنده ای كه آماده شده تا آزمایش بدهد و جلو برود كمی سستی و وقفه در شما نباید باشد تا پیروزی نهایی كه خدا لطف كند، برسیم. شرط مهم و اساسی روحیه شهادت طلب و حسین گونه داشته باشیم و این روحیه حسین گونه و شهادت طلب، مانند امام حسین كه خودشان تا آخر زمان در جنگ بود ما هم تا آخرین نفس در جبهه ها باشیم .یعنی امام حسین فرزند بزرگ خودش ، خویشان نزدیك ، جوانانش ، فرزند شش ماهه كه یكایك هم در جنگ شهید شدند و آن چنان جبهه مسلمین نورانی تر می شد تا زمانی كه پروردگار فرمود كه اینها بهترین بنده های من بودند و از نظر نمره با بهترین نمره از امتحان بیرون آمدند و به ملائكه خود فرمود . میكائیل ، … این پیروزی را نصیب اینان كنید . آنها هم نشان دادند كه لیاقت این پیروزی را داشتند . برادران بزرگوار و عزیزم توجه داشته باشید به این مطلب كه شرط اساسی، روحیه جنگیدن پیدا كردن و پذیرا بودن مشكلات و حضور در جبهه با حداقل نیرو در مقابل حداكثر نیروهای عراقی و امكانات به این یقین پیدا كنیم نصر من الله … قدرت ما زمانی بر قدرت كفار زیاد می شود كه قدرت الهی با ما همراه شود . این شرط اساسی است كه هركه می گوید كربلا باید مانند سرور كربلا باشد تا این كه بتواند پیروز شود. بنده این چیزهایی را كه از شهدا و مجروحان دیدم به این نتیجه رسیده ام و پس با خود می گوییم چرا این دژها باز نمی شود. چرا جنگ طولانی می شود …

با وجود شهدا با وجود مجروحان و با وجود این همه ایثار و از خودگذشتگی كه در مقابل دشمن تیكه پاره می شوند و به فیض شهادت نائل می شوند، چرا نباید این زمینه نباشد. كه با وجود توجه خدا به اعمال ما چرا بعثی ها و كفار و عراقی ها پودر نمی شوند و به هوا بروند. آیا در اراده خدا نیست ؟ مگر ما ایرانی نیستیم، اگر ما اعتقاد نداریم به این نتیجه رسیدم كه برای شما برادران می گویم خداوند متعال هرچه پیش می رویم آزمایشهای خدا سخت تر است. چرا برای این كه خدا از ما بیست می خواهد چون امتحان نهایی است نه دوازده می خواهد نه سیزده بلكه بیست ، كربلا بیست . برادرهایی كه محصل هستند و فرزندان آنها درس می خوانند می دانند هركه بیست می خواهد، باید درس بخواند، خیلی زحمت بكشد، تا این كه به نتیجه برسد . كسی كه می گوید كربلا انشاالله قلباً با آمادگی از امتحان بیرون بیاید، تا این كه خواست امام امت ، خانواده شهدا ، امت مسلمان ، خودمان ، مستضعفین و مسلمانان دنیا است، سینه جلو دهیم و پیروز شویم . شرط اساسی توجه، توجه، توجه، است . در رابطه با آمادگی معنوی اصل مطلب نماز است كه پافشاری می كنم. انشاالله روحانیون محترم مسائل را برای شما بازتر بیان می كنند تا استفاده كنیم و بنده كلی گفتم. توجه به نماز و واجبات حتی به جزئیات آن توجه كردن برای من مهم است از شما انتظاراتی دارم جبهه مقدس است مگر شما در هر شهری كه هستید قبرستان شهدا مقدس نیست. مگر ما كربلا را زمین مقدس نمی دانیم. خون هزاران نفر روی زمین ریخته شده است در آن منطقه ای كه شما وارد می شوید جای مقدسی است. بنابراین توجه به جزئیات اعمال چطور كه به جاهای مقدس می روید به مدت یک ساعت، نیم ساعت و بعد برمی گردید به منازل خود . در جبهه هم به مدت مأموریتمان هستیم؛ پس باید بدانیم اینجاها خالی از توجه امام زمان نیست . این جاها خالی از توجه ارواح شهدا نیست . پس آن واجبات و جزئیات این مسائل را مد نظر بگیریم و این جاها مقدس است، هدف مقدس است و درخواست من از برادران مومن این است كه توجه به محل شهادت برادران و محل دفن شهدا داشته باشیم . یكی از زمینه های مهم و اساسی نماز است . پیامبر گرامی تأكید داشتند به نماز سروقت ، امام امت كه از جدش، سیدی به او رسیده می فرماید، در رساله اش نگاه كنید بدون عذر به هیچ وجه قابل قبول نیست. هر نماز سر وقت قبول نمی شود . این لحظه های اذان و اول وقت كه ائمه نگاه می كنند. پس هر كاری كه دارید زمین بگذارید بدوید به سوی نماز جماعت و متصل شوید به صف نمازگزاران و در عمل نشان دهیم فقط برای نماز و درست انجام شدن نماز. خدای نكرده نمازی نباشد كه دو ساعت بعد خوانده شود، یا زمان نماز را به كارهای دیگر اختصاص دهیم . این موضوع در این مكان مقدس امكان پذیر نیست . همه ما و برادران با دقت نماز را در اول وقت بخوانیم. جوری باشد در وقت نماز انگار كسی در این منطقه نیست . عبادت و اطاعت از خدا را مهم ترین امر قرار بدهیم. هر كاری كه داریم زمین بگذاریم و به فریضه مهم نماز بپردازیم . یكی دیگر حضور در مجالس دعا است. مجالس دعا یعنی این كه در یك جا جمع شویم واز خدا بخواهیم، تا این روحیه را به دست آوریم، با گریه و ناله تا به ما كمك كنند خداوند و پیامبر و ائمه اطهار … در این مكان مقدس باید این دعاها بیشتر باشد چون محل مورد نظر خداست و انتظار داریم از برادران مثل نماز در این مجالس هم شركت كنند و دعا را خودتان بخوانید . خدا نظر داشته باشد به ما ، امام زمان نظر داشته باشد و ائمه اطهار تا این كه این روحیه را پیدا كنیم كه فردا عازم خط و عملیات هستیم . در قسمت آمادگی بود كه كلی و جزئی بود . از لحاظ معنویت خود را آماده كنیم اگرچه سود نبردیم ضرر هم نمی بینیم . مسئله دیگر مسئله نظامی است و اعدوالهم … یك تكلیف شرعی است . آیه خداوند متعال است كه باید گردن نهیم.وقتی آن روحیه آماده شد در كنار روحیه و قدرتی كه خداوند متعال داده است به كار بگیریم. نه بدون روحیه و نه بدون آمادگی. بلكه هر دو اینها در كنار هم. از اینها استفاده كنیم .

تمام برادران در تمام گردان باید به مسئله آموزش توجه داشته باشند . نظم كلاسهای آموزش یك تكلیف شرعی است. اجرای حكم خداوند متعال است. اگر خدای نكرده من كم حوصلگی كنم و بگویم اعزام مجدد هستم و این مسائل را می دانم ،بروم و كار دیگری انجام دهم . بی حوصله باشم دقت نكنم،سر خودم را گرم كنم، نامه بنویسم، بالاخره بی توجه باشم، نسبت به مطلبی كه می خواهند به من یاد بدهند . پیش خودتان بگویید؛ تمرین زیاد نكنم، مطالب آموزشی را گوش ندهم در این صورت خدای نكرده حكم خدا را به جا نیاورده ایم. بخصوص آمادگی جسمی، برادران را راهپیمایی می برند ورزش می دهند همه اینها برای این است كه جسممان را آماده كنیم، همانطور كه روحیه خود را آماده می كنیم تا با هم هماهنگی داشته باشند، خدای نكرده وقتی تمرین شبانه می دهند به تمرین نرویم، غفلت كنیم، ورزش می دهند با جان و دل و شوق تمرینات را انجام ندهیم، بدانید كه خداوند متعال می بیند ………

همه دنیا جانب داری می كند و سازمان ملل هم طرفداری می كند. غیر از این نشان می دهد كه تمام جبهه كفر اختلافات خود را كنار گذاشته اند و تصمیم جدی گرفته اند كه با تمام قدرت با اسلام بجنگند و به تصور خودشان با بستن خلیج ، زدن كشتی ها ، ناامن شدن منطقه ، خریداران نفت دیگر به سراغ ایران نخواهند آمد. درصد زیادی از مخارج جنگ و كشور از فروش نفت انجام می شود، آنها هم طبعاً انجام نخواهد شد و آشوبی از داخل به پا خواهد شد و وضع بدی از نظر اقتصادی پیدا خواهند كرد، یعنی دیگر... بمب های شیمیایی زدند به شهرها و به حملات نظامی در دفاع زمینی ، قانع نشدند و این دورنما  را به آنها نداده با این نوع عملیات می توانند جمهوری اسلامی را نابود كنند پس ما خیلی ساده به اخبار موجود در دنیا نگاه كنیم پی می بریم جبهه كفر با چه سیاستی كارآیی خودش را در مقابل اسلام انجام داد . آنها دنبال چه مسئله ای هستند؟ آیا آنها واقعاً می خواهند صلح كنند ؟ آیا خسته شدند از جنگ با  ایران و مقابله با اسلام ؟ طبعاً چیزهایی كه اینطور نیست و با اعمالی كه توسط آنها مشاهده می كنیم جواب این سئوالها مثبت نمی بینم. نشان می دهد كه آنها قوی تر و مصمم تر و جدی تر با تمام قدرتشان تصمیم به حل ریشه ای اسلام را دارند . حتی قانع نیستند كه اسلام در محدوده ایران هم باشد چرا كه تحقیقاتشان و مطالعه شان و وضع حاضر دنیاوبررسی ملل نشان دهنده جنبش و حركت برای آنها بسیار خطرناك است . خیلی خلاصه این وضعیتی است كه حكومت اسلامی با آن مواجه است آیا ما مراحل سخت جنگ را گذرانیده ایم و الان در شرایط ساده اش قرار گرفته ایم و دیگر مسائل حاد دیگر نداریم .

نه دوران سادگی گذشته. الان سخت تر و پیچیده تر شده . دشمن نسبت به روزهای اول ضعیف تر نشده. آنهایی كه پشتیبانش بودند روزهای اول خیلی كمتر از الان هستند. پشتیبانی فكری و مادی دشمن خیلی زیاد شد و این تصور غلطی است که فكر كنیم مسائل جنگ مشكلات و دوران سختش راگذرانده و زمانی است  به همین شكل ادامه داشته باشد و ما به مسائل مادی خودمان و با توجه جزئی به جنگ داشته باشیم وهمین بس و تكلیف از ما ساقط شده، واقعیت غیر اینها را نشان میدهد. پس یك فرد مسلمان با نگرش سطحی به این مسائل خواهد فهمید كه در اسلام دشمنان اسلام با چه قوه ای و با چه فكر و سیاستی دنبال زدن ضربه هایشان به پرچم اسلام اند و نگران خواهند بود  تكلیف خودشان، با این توطئه هایی كه علیه اسلام شد، باید بفهمند میزان توجه و وقت و میزان انرژی كه در راه جنگ باید بگذارند، خواهند فهمید كه نسبت به روزهای اول بیشتر باید بكوشند، چطور دشمن قوی تر شده و پشتیبانیش بیشتر شده. قطعاً باید در فكر قوت بیشتر و وحدت بیشتر و پشتیبانی بیشتر باشند و تصور نكنیم با نفراتی كم و كسانی كه بودند كافی است و بقیه به درس و دانشگاه و مدرسه و كسب و كار ، اداره و خانه سازی و امثال اینها برسند مسئله این نیست جنگ هم تمام نمی شود ما کم نیست با چنین طرز تفكری یك فرد مسلمان نمی تواند ادعا كند تكلیفش را برای اسلام ادا می كند و مثل كسی می ماند كه سر خود كلاه می گذارد و پرده ای جلو چشمش را می كشد وتوطئه دشمنان اسلام را نمی بیند و خود را به خواب خرگوشی می زند. پس ما می بینیم كه این امر چه تكلیف سنگینی بر دوش هر فرد مسلمان است و چه تلاش بزرگ و وسیع تر و حق به جانب تری را هر فرد مسلمان باید بكند تا دفع این توطئه ها بشود . برای این كه یقین شود برای ما دشمن با ما خواهد جنگید و تا آخرین لحظه هم خواهد جنگید كافی است كه خیلی روشن و عامیانه مسئله را بین خودمان طرح كنیم .سیاستی كه از اول در دنیا از خلقت بشر در جهان بوده سیاست واحدی است یك جناح حق و الهی و یك جناح باطل و كفر وجود هر دو در یك زمان و یك مكان عملی نیست. قطعاً باید به یك سازش برسد یعنی باطل سازش كند با حق و یا حق با باطل سازش كند . حق بر باطل پیروز شود و یا حق توسط باطل از بین برود . این سیاستی كه از اول بشر در دنیا می بینیم . حركت ابرقدرتها هم حركت یزیدیان علیه امام حسین می ماند. شاید لغات فرق كند لغتی كه آن زمان استفاده می شد لغت بیعت گرفتن بود . یزید می خواست بیعت بگیرد جبهه حق را جبهه امام حسین را به سازش بكشاند و دست خود را در دست امام حسین بگذارد و مسئله ای به نام مسئله خط امام حسین در آن زمان نباشد. خط فقط خط یزید و حكومت آن و سلطه آنها. نمی شود در كنار یزید بی امام حسینی باشد امروز هم همان است یا باید در ایران رژیمی باشد شاهنشاهی دستش در دست ابرقدرتها تابع باشد یا نمی شود رژیمی مانند جمهوری اسلامی كه دست بیعت ندهد. آنها به سادگی نمی گذرند كه رژیم باشد و بیعت نكنند تا الان هم در تمام طول تاریخ در دنیا نگذاشت حكومتی باشد و با یكی از ابرقدرتها دست بیعت نداده باشد. در هیچ كجای دنیا و در هیچ تاریخی مگر در مقطع هایی خیلی كوتاه نمی توانیم این مسئله را پیدا كنیم . هر جنبشی و هر حركتی هم بوده و با اهداف نیتهای خیلی خوب هم بلند شده در عاقبت به سازش كشانده شد و یا به وسیله آنها متلاشی و ضربه خورده و الان هم همین است. اسلام و حكومتش باشد و امریكا و شوروی هم باشد و با هم هیچ جنگی نداشته باشند. این ساده نگری و خوش بینی است و ساده زیستی این آن واقعیتی نیست كه الان در تاریخمان می بینیم قرآنمان هم این را نمی گوید. بایستی از طرف اسلام علیه كفار شروع بشود آنها مطالعه بیشتر در تاریخ داشته اند و آگاهی بیشتری داشتند قبل از این كه اسلام حركتش را شروع كند آنها حركت را شروع كردند پس اگر ما مسلمان واقع نگری باشیم و نخواهیم خودمان را ..... خوش بكنیم و به خود وعده توخالی بدهیم باید بفهمیم اسلامی كه در خط امام حركت بكند، اسلامی كه سازش ناپذیر باید باشد، از نظر خداوند متعال چنین است. اسلام جنگ خواهد داشت با كفار. زمانی نیست كه او در طرف خود آسوده باشد و این در این طرف آسوده باشد .این رسالت اسلامی است. رسالت اسلام و مسلمین و انبیا و اولیا و همه. رساندن ندای اسلام آیات الهی است قول الهی است به گوش انسانها و این قولها و آیات به نفع مستكبرین و كسانی كه به سلطه می كشند خون ملتها را می مكند و این به نفع مسلمین نیست و كشورهایی كه نفع خود را نمی بینند با ما خواهند جنگید و دلیل روشن و قاطعش شروع جنگ در جبهه ها و امروز هم ادامه اش و قوت دادنش و جدی تر بودنش. دلیل بیشتر آن است شاید ساده باشد تصور كنیم آنانی كه اعلام می كنند صلح كنیم اینان صلح نمی خواهند و با ما كاری نداشته باشند آنها وقتی برای تجدید قوا می خواهند كه حمله دیگر با قدرت بیشتر و فكر بیشتر انجام دهند نه این كه آنها پشیمان شده باشند و جمهوری اسلامی در یك طرف و آنها هم در طرف دیگر و كاری به هم نداشته باشند. اگر امام ما سازش ناپذیری و پافشاری در مورد جنگ نشان می دهد و گاهی می فرماید دو ماه فرصت به صدام بدهیم. آنها خوب دریافتند و مطلب را خوب درك كردند كه كفر سر ستیزبا اسلام دارد و ما ساده نباشیم و خوش خیال نباشیم كه اگر صلحی شود آنها دست از سر ما می كشند و ما هم دنبال زندگی خودمان می رویم. تا پشتمان به جبهه بشود تیرهایشان را رها می كنند . پیامبر گرامی از … ماه هفتم … تا سال دهم در عرض 113 ماه 74 عملیات نظامی انجام می شود . 27 مورد خود پیامبر بوده 47 مورد فرمانده انتخاب كرد بعد از 113 ماه 74 مورد یعنی در هر ماه یك  جنگ و ما می بینیم كه در تاریخ اسلام نوشته شده بعضی از عملیات ماهها طول كشیده و طولانی بوده، رفتن فتح مكه، بعد رفتن فتح هانه ، طایف برگشتن تا یك بازسازی كنند یا به خانواده هایشان سر بزنند . بعضی جنگها مانند خیبر با آن همه مشقات اصلاً خانه شان نبودند. بلكه بیرون از خانه بودند همه اش می جنگیدند. تازه جنگ آن زمان مانند این جنگها نبود . یك خرما را چند نفر در دهان می گذاشتند و می مكیدند بعد نوبت بعدی . اسلحه داشتند؟! خودرو داشتند؟! اسب داشتند؟! آذوقه داشتند؟! آب داشتند؟! شما در هیچ كجای تاریخ اسلام نمی بینید كه نوشته باشد در كنار نهری هستند شنا می كنند ، آب می خورند و بار شترها آذوقه بود ……

 

نوشته شده توسط گردان وبلاگی كميل در پنجشنبه بیستم مهر 1385 |