تبليغاتX
شهید آقا مهدی باکری - سخنرانی و مصاحبه ( 1

 

لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم

تلاشی كه رزمندگان پاكباخته اسلام، سربازان واقعی امام زمان، لبیك گویان حقیقی امام امت، شیعیان پاكباخته علی (ع) و رهروان جانباخته حسین بن علی. چه بسا لازم است كه خانواده های محترم امت حزب الله و آنانی كه جوانان خود را به جبهه های جنگ عازم نمودند و تلاش و زحمتهایی كشیده اند، این افراد عملیاتی را به خاطر اسلام انجام داده اند، گرچه ما قسمت كوچكی از این كارها را به طور ناقص می بینیم ، عظمت این كارها نزد خداوند متعال ثبت می شود. همه پدران و مادران و برادران و خواهر بدانید كه این رزمنده ها كه در این صحنه ها قدم می گذارند و عازم عملیات می شوند، همه شان توجیه می شوند و واقف هستند كه كجا می روند و چه كاری انجام می دهند. همانگونه كه آگاهانه عازم جبهه ها میشوند .كه اگر در وصیتنامه هایشان بخوانید نوشته اند، كه ما آگاهانه و عاشقانه ،این راه را انتخاب نموده ایم. بدین ترتیب به صحنه های عملیات كه وارد می شوند، با وصیت و توجیه و علم كامل وارد میشوند. میدانند كه كجا می روند، جایی كه می روند دارای چه خطرات و مشكلات و سختیهایی می باشد. با علم و آگاهی تمام تصمیم می گیرند و عازم می شوند .

آقایانی كه الان از مساجد اعلام می نمایند كه جوانان در جبهه ها حضور یابند، به منزله همان منادی هایی هستند كه حضرت پیامبر اكرم می فرستادند در مساجد محله ها ندا می دادند كه جمع بشوید تا در جبهه ها حضور یابیم. یعنی جنگ امروز در ادامه جنگ های دیروز است. بنابراین باید همان ندا كه ندای امام است، مبنی بر این كه امام امت فرماندهانی تعیین كردند كه جنگ را هدایت كنند و فتوا داده اند كه اگر آنها اعلام نیاز كردند ، تأمین نیرو واجب است، برای هر كس كه می تواند شركت كند. حالا طلبه ، محصل ، كارمند ، رئیس ، هرچه و هركس می خواهد باشد. كشاورز یا كارگر، تا زمانی كه اعلام نیاز كنند و به قدرت خود باقی است و لبیك یا خمینی، همان لبیكی است كه به حضرت رسول می گفتند و همان لبیكی است كه در زمان حضرت رسول می گفتند و هر چه كار در دست داشتند به زمین می گذاشتند و خود را به پیامبر اكرم می رساندند تا بفهمند كه طرح جنگ چه بود. چه كار باید بكنند و كجا باید بروند. بلندگوهای امروز به منزله همان منادی ها هستند و لبیك یا خمینی ،همان لبیك زمان حضرت رسول اكرم است . در این زمان هم ، هرگاه برای جبهه ها اعلام نیاز شد، مردم با تمام مشكلاتی كه دارند، مراجعه نمایند، چرا كه مشكل اساسی و مسئله اساسی بنا به فرمایش امام، جنگ است همه باید فرع را فدای اصل كنند. حضور پیدا كنند تا اندازه ای كه نیاز است .انشاالله كه با حضور خود با تمام مسائل و مشكلات موجود جبهه ها را پر كنند و انشاالله تا در  مسئله جنگ با عملیات های خاص، بتوانند پیكر پوسیده صدام را از بین ببرند با ضربه های نافع . و امام فرمودند كه صدام بی خواب شده و دائم در حال لرز است كه این یك واقعیت است. ولی قلب امام آنقدر پاك است كه مطالب را می گیرد و واقعیت ها را می داند كه چه است .

الان در رادیوهای بیگانه با جوسازی و شایعه پراكنی می خواهند این مسئله را ادعا كنند كه مردم از طولانی شدن جنگ خسته شده اند و در جنگ شركت نمی كنند. جنگ برای ما به عنوان یك هدف نیست بلكه هدف دفاع از اسلام است و بندگی خداوند متعال و دفاع از حدود الهی است و جنگ یك موضوعی است كه از طرف ابرقدرتها بر این ملت تحمیل شده است، لذا این ملت هم همانگونه كه با رژیم شاهنشاهی مبارزه كردند و متحمل ضررها و مشكلاتی شده اندف چه بسا بعد از انقلاب هم با توطئه ها و فعالیتهای داخلی ضد انقلابیها مقابله كرده اند از این به بعد هم جنگ را اگر هم طول بكشد وهرچقدر مشكلات و مسائل دیگری بر آنها تحمیل شود طبعاً در پی اسلامیت خود و دفاع از اسلام از چشم مخالف ابرقدرتها می بینند و ابرقدرتها از روی مخالفت با اسلام این كار را انجام می دهند و این مسائل را به ملت ایران تحمیل می كنند. چون ملت ایران خواهان جنگ و جنگ طلب نبوده اند كه زمانی جنگ كنند و الان بگویند خسته شده ایم. بلكه دفاع از اسلام است و هر كس كه مدافع اسلام است تا آخرین قطره خونش و خون اولاد و خانواده اش را بنا به تعهدش نسبت به خداوند متعال در این راه می گذارد. مقاوم و صبور است. انشاالله كه خداوند متعال هم با عنایت و امداد خود این دریای متلاطم و این انقلاب را پابرجا می كند. همان طور است كه این انقلاب چهار سال است كه جنگ را متحمل شده و انشالله خدا با امداد خود و صبر و مقاومت مردم شهیدپرور و ایثارگر ایران و همچنین آذربایجان پیروز خواهیم شد و به خاطر اسلام باید بیشتر متحمل این مسائل  شویم و اگر تلاش كنیم در جهت پیشبرد اهداف جنگ، چون مسئله اصلی جنگ است وتا این زمان هم شد و با تقویتهایی كه رژیم بعث از سوی ابرقدرتها می شوند، طبعاً ما باید از طریق روشهایی این جنگ را ادامه بدهیم. ولی در این راه باید اعتماد كامل و توجه و اطمینان كامل به اصلی بودن مسئله جنگ و مسئولین و فرماندهان تعیین شده از سوی امام امت در جهت پیشبرد اهداف جنگ و تبعیت و اطمینان كامل و با صبر و استقامت در صحنه حضور داشته باشند، حتی با از دست دادن عزیزان و خانواده . تا اندازه ای كه دِین خود را نسبت به اسلام با دفاع از دین اسلام ادا نمایند با حول و قوه الهی، انشاالله پیروزی نصیب ملت ایران خواهد شد . این یك دعا و درخواست از خداوند است، ولی ما در این دنیا در حال آزمایش هستیم خداوند متعال پیامبران و اولیا و ائمه اش را با این سختی امتحان می كرد .تا این كه بنده های پاك و خالص خود را نشان دهد و آنها را برای دیگران الگو قرار دهد و ببینند كه تا چه اندازه به خاطر اسلام مقاومت می كنند و از هرچیز خود می گذرند و برای ما هم یك تكلیف و وظیفه است و همانطور كه نشان داده شده است، مثلاً خانواده ای هست كه در حال حاضر سه شهید داده اند و به خاطر این ایثار سربلند هستند. ولی باید صبر و استقامت و تحملمان زیاد باشد و انشاالله با پایداری و مقاومت خود بتوانیم این جبهه سنگین و عظیم كفر را كه صف آرایی نموده اند در مقابل اسلام با اتكاء به خداوند شكست بدهیم و موجب پیروزی و سربلندی اسلام گردیم .

در شهرستان در خدمت برادرمون مهدی باكری فرمانده لشگر عاشورا هستیم واز ایشان خواهش می كنیم هدف از شركت در مراسم تشییع پیكر پاك شهیدان را برای بینندگان عزیزمان توضیح دهند .

ـ   بسم الله الرحمن الرحیم

در رابطه با شركت در مجلس ترحیم شهدای عملیات والفجر چهار به این شهر آمده ایم .

سئوال : آقای باكری خواهش می كنم در رابطه با عملیات پیروزمندانه والفجر چهار توضیح بفرمایید .

 - و من نصر الا باذن الله

عملیات والفجر چهار كه در منطقه بانه و مریوان صورت گرفت، علاوه بر این كه هدفش انهدام دشمن و گشودن جبهه جدیدی برای جنگ با عراق بود، از یك بعد هم برای بستن راههای تداركاتی ضد انقلاب و تأمین مرزها بود، كه تا حالا به آن صورت نیروی منسجمی از جمهوری اسلامی مستقر نبود و به قوت خدا از عملیاتی كه از سردشت تا مریوان صورت گرفت حدوداً این هدف تأمین شد و مرزها تأمین شد و جاده های تداركاتی برای ضد انقلاب بسته شد و انهدامی از نیروهای عراقی شد و منطقه پنجوین آزاد شد و ارتفاعات خیلی مهم و استراتژیكی كه در آن منطقه بود به تصرف رزمندگان اسلام درآمد و عملیاتی بود كه با توجه به كوهستانی بودن منطقه و استحكامات نیروهای عراقی رزمندگان اسلام در این عملیات با شجاعت و ایمانی كه داشتند و ایثاری كه از خود نشان دادند ،توانستند این راههای طولانی، این كوههای بدون جاده خیلی بلند را تصرف كنند و طوری صدمه بزنند به عراقی هایی كه كاملاً روحیه خود را از دست داده بودند و كلاً تمام واحدهای مستقر در خط آنها منهدم شد. به طوری كه صدام مجبور شد شهر پنجوین را خودش با دست خود تسلیم ما بكند. چون دیدكه كاملاً داره آن منطقه را از دست می دهد و برای روحیه دادن به نیروهایش و سد كردن پیشروی رزمندگان اسلام به طرف غرب،و بیشتر به داخل خاك عراق و تصرف ارتفاع مهم كایسانكا ،تیپ گارد ریاست جمهوری را از بغداد حركت داد و وارد منطقه كرد كه این تیپ هم در مرحله سوم به قوه الهی كاملاً منهدم شد و غنایم زیاد نصیب رزمندگان اسلام شد و این تیپ كه چشم و چراغ صدام بود وسایل و تجهیزاتشان خیلی مرغوب و قابل استفاده خوبی خواهد بود برای رزمندگان اسلام، به طوری كه بعد از انهدامش بازماندگانش را جمع كرد و با شرمندگی تمام به عراق انتقال داد. این نشان دهنده روحیه متزلزل فرماندهان و نیروهای عراقی بود كه در مكالماتی كه افسران رده بالای فرماندهانش با هم داشتند خیلی واضح اشاره می كردند به روحیه متزلزل سربازان و فرماندهانشان كه در شبهای عملیات در هر سه مرحله با آغاز اولین درگیریها كه با شجاعت و شهامت رزمندگان بود. چون در عمق و هر زمان كه به سنگر آنها حمله می شد، به قرارگاه های فرماندهیش نیز حمله می شد. در نتیجه روحیه متزلزلی داشتند عموماً فرار می كردند و خود را از مهلكه نجات می دادندو باعث شده بود كه برای صدام كاملاً واضح باشد كه اینها نمی توانند مرزها را حفظ كنند و به قوه خدا با انهدام این تیپ روحیه شان بیشتر متزلزل شد و خواست خدا بود كه قدرت رزمندگان اسلام بار دیگر برای جهانیان و بخصوص آنهایی كه در جبهه شرك و جنگ با اسلام هستند نشان داده شد .

سئوال : آقای باكری ضمن صحبتهایتان به نیروهای ضد انقلاب اشاره فرمودید. طی این عملیات و در اثر ضربات سنگینی كه رزمندگان اسلام بر پیكر پوسیده این مزدوران وارد شد و اینها متقابلاً به اربابشان صدام و عده ای هم به گورستانها پناهنده شده اند، آتیه شان را چگونه می بینید، با این ضربات مهلك رزمندگان اسلام بر پیكر پوسیده آنها وارد می شود ؟

  ـ… به عملیاتی كه همزمان با عملیات والفجر كه به طور همزمان در منطقه بانه و سردشت هم صورت گرفت كه در ارتباط با این عملیات بین بانه و مریوان بود ،كلاً راههای تداركاتی اصلی برای ضد انقلاب باقی نماند وبا تأمین قبلی كه در منطقه پیرانشهر صورت گرفته بود راههای ارتباطی آنها عمدتاً بسته شد و آخرین مقرهای تداركاتی فرماندهان و رادیوی آنها كه در منطقه بیژنه بود و در حمله ای كه رزمندگان اسلام به این گروهكهای ضد انقلاب كردند، كلاً تعدادی كشته و تعدادی متواری شدند و الان در خارج از مرزهای ایران و در داخل خاك عراق به سر می برند و به قوه الهی با تأمینی كه صورت گرفته و مراقبتی كه از مرزها صورت خواهد گرفت اینها دیگر قادر نخواهند بود به صورت متشكل و تشكیلاتی جایی در خاك ایران داشته باشند و یقیناً فعالیتهای مذبوحانه ای كه نشان دهنده آخرین روزهای عمرشان خواهد بود شاید بكنند و اینها مسئله ای نیست و اینها با عملیاتهایی كه در منطقه كردستان انجام خواهد شد، آنها هم متلاشی خواهند شد و یقیناً از بین خواهند رفت .

سئوال : آقای باكری من سئوالی ندارم در خاتمه اگر پیامی یا صحبتی برای امت حزب الله و همیشه در صحنه مان دارید بفرمایید :

البته ملت رزمنده ایران خودشان واقف به تكالیف و مسئولیتها و رسالتهایی كه به عهده دارند هستند ولی درخواستی كه من می توانم داشته باشم حس وحدت و در صحنه بودن ملت مسلمان ایران است و گوش به فرمان بودن به فرامین امام ، پشتیبانی جبهه،مسئله اصلی دانستن جنگ و شركت در سازماندهی ارتش بیست میلیونی و حضور هرچه بیشتر در جبهه هاست كه انشاالله آخرین مشتها و ضربه های محكم اسلام با دست توانای ملت مسلمان ایران بر عراق كه نماینده ابرقدرتهای جنایتكار در منطقه می باشد زده شود . انشاالله

انسان را خداوند متعال آفریده است و مرگش هم در دست خداوند است .دستگاههای حكومتهای ظالم پیچیده می شود كه آن هم دست خداوند متعال است. البته این صحنه ها هست كه برای ما به جهت آزمایش روی می دهد و ما باید شكرگزار این نعمتها باشیم كه در این صحنه ها حضور پیدا كرده ایم . ولی در این حضور یقیناً برادرانتان انتظارهایی دارند. علاوه بر این كه شكرگزار به دست آوردن این نعمت از سوی خدا هستیم و عاقبت به خیر شدیم و با مجاهدت كردن ، چه بسا سعادت بیشتری نصیب ما شود و شهید شویم و باید شكرگزار باشیم. ولی یقیناً یك انتظار همه رزمنده ها دارند و آن هم پیروزی است و از هر رزمنده ای كه می پرسیم،می گوید، می رویم جنگ كنیم و پیروز شویم. ولی لازم است دقت كنیم كه این پیروزی دست چه كسی است ؟ و من نصر الله الا باذن الله،هر پیروزی در صحنه ای كه مسلمین با كفار جنگ می كنند دست خداوند متعال است .آیا پیروزی به تعداد تانك ، اسلحه ، قوا و هواپیما و سایر تجهیزات بستگی دارد ؟ آیا فقط باید نیروهای ما ورزیده و چترباز و ویژه باشند ؟ تیربارمان زیاد باشد ؟ هلی كوپترمان زیاد باشد ؟ آیا پیروزی فقط به این عوامل بستگی دارد ؟ اگر اینها فراهم شود ما حتماً پیروز هستیم ؟ خداوند متعال می فرمایند كه و من نصر الله الا باذن الله پیروزی مسلمین فقط دست خداست. آن پیروزی كه ما اعتقاد داریم همان پیروزی نیست كه جنگهای دولتهای موجود در كره زمین آن را انجام میدهند، یعنی هر كس امكاناتش بیشتر باشد گروه مقابل را له می كند و از روی آن می گذرد ما اصلاً به این چنین چیزی اعتقاد نداریم نه به خاطر حكومت و نه به خاطر پول ، زمین هیچ كس جنگ نمی كند . جنگ می كنند البته مسلمانها نه به خاطر این چیزها نمی جنگند در كشورهای بیگانه به این چنین جنگنده هایی پول و خانه و ماشین می دهند تا بجنگند و آنها هم طوری جنگ می كنند كه زنده بمانند و نمیرند. ولی این جماعت و این مملكت این گونه نمی جنگند چون به آن اعتقاد ندارند . حالا كه ما مرتباً در صحنه ها دیده ایم و اعتقاد قلبی به آن داریم و خداوند متعال خودشان فرموده اند و من نصر الله الا باذن الله پس ما قدرت را می خواهیم چه كار . پیروزی دست خداست و او ما را پیروز می كند. تكلیف ما این است كه زمینه را در صحنه های نبرد به گونه ای آماده كنیم كه پیروزی خداوند متعال برای ما عنایت شود و بر ما نازل شود پس ما باید صحنه های نبرد و جبهه را مزین به آن زمینه هایی نماییم كه رضایت خداوند متعال جلب شود و مورد خواست او واقع شود. یقیناً در آن زمان پیروزی نصیب ما خواهد شد .ماهایی كه مدتها و سالها می آییم در این جبهه می مانیم و اگر از تك به تك ما سئوال شود راضی نیستیم یه لحظه ای از عمرمان تباه شود. وقتی خداوند متعال در روز قیامت از لحظه لحظه عمرمان از ما حساب پس خواهد گرفت. برای این كه این لحظه ها از بین نرود حتماً باید این زمینه را بشناسیم و دقیقاً این زمینه ها را تقویت كنیم ، تا آن نیت قلبیمان كه به خاطر آن به جبهه آمده ایم خدا برای ما فراهم كند . خدا نكند كه ماهها و سالها بیاییم در این جا بمانیم و تلاش كنیم ولی این زمینه را فراهم نكنیم و خداوند هم پیروزی را نصیبمان نكند .

انشاالله كه حتماً روحانیون معظم برای برادرانمان در این زمینه صحبت می نمایند و در كلاس ها و جلسات و نمازها صحبت اصلی این است. فقط چند مطلبی به نظر من مهم است .

خدمت برادرانمان عرض می نمایم در رابطه با فراهم كردن زمینه ها كه اگر فراهم شود زحمتهایمان به هدر نمی رود و به آن اندازه ای كه از خداوند متعال انتظار داریم كه به ما لطف كند و پیروزی را به ما نصیب كند شامل حال ما خواهد كرد .

كارهایی كه باید انجام دهیم دو قسمت است .یكی یك سری آمادگی ها است كه باید پیدا كنیم و دومی مراقبتهایی است كه باید انجام دهیم. در قسمت آمادگی ها یكی آمادگی معنوی است و دومی آمادگی نظامی و آموزشی است. پس در مورد آمادگی معنوی كه رزمندگان اسلام باید داشته باشند مطالبی خدمتتان عرض می نمایم . در مورد این مطلب باید خیلی بیشتر صحبت كنیم تا زمانی كه لحظه عملیات فرا برسد برای ما فرصت وجود دارد . یقیناً همه ما به آن درجه از ایمان و یقین رسیده ایم . زمینه مهم و اصلی در پیروزی این است كه یك رزمنده مسلمان با یقین تمام در صحنه جنگ حاضر شود. یعنی خودش تا آن لحظه به آن برسد و به صورت مطمئن در صحنه حاضر شود به طوری كه خداوند متعال درخصوص روبرو شدن رزمندگان اسلام با دشمن دستوراتی داده اند .

اگر لحظه ای در صحنه نبرد احساس كردید و گمان كردید كه اسلحه ای كه در دست ما است كارساز است و روحیه قوی است و سرحال ،ولی آمدیم و در جایی گیر افتادیم، اگر ذره ای دگرگونی در روح آن حاصل آید، یعنی به این یقین هنوز نرسیده است. یعنی هنوز اتكا به این اسلحه بیشتر از اتكا به خداوند متعال است .

اگر دیدی كه انبوهی از تانكها و نیروهای دشمن صف آرایی كرده است و این با نیروی كمی آمده است و دستور هم این است كه بماند و جنگ كند و حال آن دگرگون شد و حالش نسبت به قبل از دیدن این لحظه فرق كرد، پس در آمادگی معنوی اش هنوز اشكال وجود دارد . اگر خدای ناكرده اگر حالش عوض شد و زانوهایش به لرزه درآمد و به پشتش نگاه كرد كه از كجا می تواند برود، نشان دهنده این است كه توجه و قوت قلبتان از وجود این امكانات است در صورتی كه امكانات نباشد قوت قلب ندارید كه این اشكال است .

هر یك از رزمندگان مسلمان اصلی ترین زمینه ای كه در وجود خود باید فراهم كند و رزمندگان اسلام هم باید در صحنه های نبرد آن را فراهم نمایند، جو و روحیه و آمادگی و یقین قلبی به گونه ای باشد كه بداند كه نه تنها در صحنه نبرد بلكه در هر جای دیگر قدرت محض و حاكم خدا است و قدرت محض، نیروها ، آلت و وسایل دشمن نیست و اگر از این ابزار و امكانات ما كم داشتیم نباید در حال و روز من تغییری به وجود آید و با وجود اینها هم نباید احساس روحیه قوی بنماییم .

لحظه ای كه خدا بخواهد ما را آزمایش كند ما را به صورت خلع سلاح شده در مقابل دشمن قرار می دهد و ما را آزمایش می كند كه ببیند خدای ناكرده تصمیم به عقب نشینی ، تسلیم به دشمن و غیره بنماییم .

و باید به گونه ای آمادگی داشته باشیم كه آن آیه شریفه خداوند متعال در نظر ما باشد كه فرمودند كه حتی در شدیدترین صحنه های نبرد اجازه هیچ گونه فراری ندارید مگر این كه بروید نیرو و سلاح بیاورید . این آیه در قلب ما نفوذ نموده و ذره ای خوف و لرزش در دست و پایمان از دشمن و نیروی آن نباید داشته باشیم و قدرت مطلق (خدا) و ایمان به قدرت مطلق در سخت ترین لحظه ها در وجود ما یقین به وجود می آورد . این اصلی ترین رمز پیروزی در هر عملیات و جنگ و در پیروزی اصلی یعنی در درگاه خدا از این دنیا پیروز رفتن می باشد . در اول صحبت هم گفتیم كه تنها مادیات از قبیل سلاح و ادوات یقین كننده پیروزی نیست . اعتقاد ما این است كه نصرت و پیروزی در دست خدا است و خداوند متعال است كه برای رزمندگان و رزمندگانی كه قلبشان یقین حاصل نموده اند با خوفی كه در دل دشمن می اندازند پیروزی می آ‏فرینند .

صحنه عملیات با بیشترین مشكلات و رویارویی با حداقل امكانات و نیرو، در مقابل حداكثر امكانات و نیروی دشمن، ولی با یقین به این آیه و من نصر الا باذن الله و قدرت ما در مقابل قدرت كفار آن زمانی برتر است كه قدرت و رحمت خداوند هم به آن اضافه شود و خداوند امدادهایش را بفرستد و آن زمان است كه انتظار پیروزی ملت برقرار خواهد شد و این شرط اساسی است. یعنی خواهان كربلا باید همچون سرور كربلا باشند .

در مقابل قدرت خدا، نابود كردن صدام و تانكها و ادواتش یك لحظه است. می تواند در یك لحظه همه را پودر كند و نابود كند و به هوا بفرستد ولی از طولانی شدن جنگ و ریخته شدن خون این همه شهدا كه خودتان هم می بینید بنده به این نتیجه رسیده ام كه خداوند متعال هر روز كه می گذرد آزمایشها و امتحاناتش را سخت تر می كند . چرا كه ما می گوییم كه خداوند متعال وجودش نامتناهی است و تنها است . مثلاً برادران محصل می دانند كه هر كه نمره بیست می خواهد باید بیشتر درس بخواند و تلاش كند . برای ما هم همینطور است آنهایی كه كربلا می خواهند و انشاالله كه در قلب و واقعیت هم می خواهیم باید به اندازه ای آمادگی داشته باشیم تا بتوانیم از پس امتحانات برآییم و امتحانات هم سخت است و برای این كه انشاالله این فراهم شود .كه خدا است ، خود ، امام امت ، خانواده شهدا و مستضعفین و مسلمانان جهان است و این رسالت و پرچم سنگین به دست ما سپرده شده است باید در حفظ آن بكوشیم و با توجه به اهمیت موضوع نهایت تلاش خود را بنماییم . در رابطه با آمادگی های معنوی مطالب بالا را به عنوان اصل مطلب خدمت برادرانمان معروض شدم . انشاالله كه استفاده كرده باشیم و روحانیون محترم انشاالله مطلب را باز كنند و بیشتر توضیح دهند و من به صورت كلی بیان كردم. توجه به نمازها و واجبات دین و حتی توجه به جزئیات آن و بنده به عنوان برادر كوچك شما یك انتظار دارم، جبهه خیلی مقدس است. مگر شما در شهرهای خودتان قبرستانی كه شهدا در آن هستند برایتان مقدس نیست ؟ مگر ما كربلا را زمین مقدس نمی دانیم ؟ در این جا در هر متر از خاكش هزاران خون ریخته شده . در نتیجه جبهه هم یك منطقه متبرك و مقدس است بنابراین توجه به جزئیات اعمال، همانگونه كه در مكان های مقدس واجب است و در مدت حضورتان در جبهه نیز واجب است. چون كه این مكانها مكان حضور و توجه امام زمان (عج) می باشد و این مكان خالی از ارواح شهدا نیست . بنابراین واجباتی كه عموم بر آن واقفند حتماً رعایت كنید. چون جو و جا و مكان و هدف هم مقدس است . و از برادرانمان تقاضا می كنم مثل این كه در بقئه ائمه اطهار و شهدای بزرگ وارد می شویم و به همان شكل عمل كنیم كه در آن مكانهای مقدس عمل می نماییم و هر لحظه خودمان رادر آن مكانها حاضر بدانیم و مهمترین مسئله حائز اهمیت مسئله نماز است برادرانمان می دانند كه پیامبر اكرم (ص) چقدر در سر وقت خواندن نماز تأكید داشتند .

اگر به رساله امام امت، سیدی كه از پیامبر اكرم به ما ارث رسیده است،نگاه كنیم فرمودند بدون عذر در نماز جماعت حاضر نشدن پذیرفته نیست. انتظار است كه آن لحظه های اذان و اول وقت كه به منطقه نگاه می كنند و ما نمی بینیم كه چه كسانی نگاه می كنند و می خواهندحالات ما را ببینند هر كاری در دست هر كسی است به زمین بگذارند و به صف جماعت متصل شوند و درعمل نشان دهند كه اصلاً برای برپا شدن صحیح و درست نماز حضور پیدا كرده اند . خدای نكرده نمازهایمان اگر چند ساعت از بعد از وقتش خوانده شود، در مكانی دارند نماز جماعت می خوانند و من مشغول كار خودم باشم، خارج از شأن این منطقه مقدس است . انشاالله كه به عنوان یك وظیفه مهم برادرانمان به این مسئله توجه كنند و نماز را به موقع و به جماعت بخوانند و عبادت و اطاعت به موقع خداوند را به جا آورند .

دیگری هم شركت در جلسات دعا است .در جلساتی جمع می شویم و از خدا می خواهیم. چون كه اگر این درخواست نباشد  آمادگی روحی وجود ندارد . باید با التماس و تضرع و سر به خاك نهادن و گریه كردن از خدا بخواهیم تا به ما كمك شود ،ائمه به ما كمك كنند، خداوند متعال و شهدا كمك كنند، توجه به دعا در این جا به خاطر تبرك محل و نزدیك بودن به هدفی كه به خاطر آن به این جا آمده ایم مهم است و انتظار است كه برادرانمان مثل نماز با جلوه خاص در آن شركت نمایند. تا توجه خاص خدا به آن جمع صورت بپذیرد . چون كه این جمع فردا عازم عملیات و خط خواهند شد .

در قسمت آمادگی ها خیلی كلی گفتیم كه ما باید اصل و اساس را بدانیم و به دنبال كسب آن برویم و فراهم كنیم در غیر این صورت اگر زیان نبریم منفعتی هم از مدتی از عمرمان كه در این جا می گذرانیم نمی بریم .

قسمت بعدی آمادگی ، آمادگی نظامی است. و اعدوالهم من استطعتم من القوه و این به عنوان یك تكلیف شرعی باید برای ما تفهیم شود. آیه خداوند متعال است و حكم اوست. در كنار روحیه آماده، باید قدرت و امكاناتی را كه خداوند داده است به كار گرفت.یعنی این روحیه و آن قدرت و امكانات را هر دو با هم به كار گرفته و در راه خدا از آنها استفاده كنیم. بنابراین تمام برادران توجه به مسئله آموزش و رعایت نظم كلاسهای آموزش را یك تكلیف شرعی باید بدانند و اجرای حكم خداوند متعال است. نباشد كسی پیش خود بگوید من این چیزها را بلدم و نمی خواهم سركلاس بروم ، دقت نكند ، نظم كلاس را رعایت نكند ، با دوستش صحبت كند ، و به مسائل كلاس بی توجه باشد ، سئوال نكند ، پیگیر نباشد ، تمرین نكند ، اگر این كارها را انجام ندهد خدای نكرده حكم خدا را اجرا نكرده و به خصوص آمادگی جسمی ، پیاده روی و آموزشهای لازم مثل آمادگی روحی مهم هستند، تا در صحنه های عملیات به صورت متناسب وارد عمل شویم . بنابراین برادران از مسئله آموزش نظامی اگر با شوق و شور انجام ندهند پیش خود فكر می كنند كه سر مسئولشان را كلاه می گذارند. بدانند كه خدای متعال در حال دیدن آنها هست و بی توجهی كردن به حكم خدای متعال است . پس برادران به مسئله آموزش نظامی و آمادگی جسمی و تجربیات و فن های جنگ را حتی اگر بلد هستید تمرین مجدد كنید و در وقت معین شده حاضر شوند به هیچ وجه دنبال كارهای متفرقه نروند مثلاً نامه آمده ، تلفن كنم، دوستم را ببینم یا غیره را انجام ندهند ، این كارها را در وقت تعیین شده انجام دهند و در زمان آموزش نظامی پراكنده نشوید نظم را رعایت كنید و با شوق و خواسته قلبی با رضایت مسائل را گوش دهید در نتیجه گوش فرا دادن به آموزش نظامی هم یك وظیفه است .

دومین قسمت مراقبتها هستند كه بعضی مسائل وجود دارد و می دانیم عمل می كنیم، ولی گاهی مراقبت كنیم این كه خدای متعال بر تمام اعمال ما ناظر است و این كه پیش خود بگوییم این مسئول ندید من فلان كار را انجام دهم ،كار برای خداست، بنده ها هم برای خداست و خداوند متعال بر اعمال ما ناظر است، احیاناً كارهایی كه غفلتاً از یاد می بریم را دقت كنیم چون خدا ما را می بیند و بر اعمال ما ناظر است .

مسئله بعدی مسئله تبعید از فرماندهی است. برادران میدانند كه ولایت محور اصلی جامعه ما است. یعنی همه چیز ما بر حول محور ولایت شكل می گیرد و امام امت این را دقیقاً برای ما تفهیم كرده اند و به ما گفته اند كه چگونه این محور را نگه داریم و حول آن حركت كنیم تا این كه در جمع جامعه اسلامی و حركت صحیح اسلامی باشیم. بنابراین برای حفظ اسلام و هدف والاتر همه ما موظف هستیم از فرماندهان و مسئولانمان تبعیت داشته باشیم. از جزئی ترین كارها تا مسائل اصلی عملیات . برای رفتن به جایی باید از فرمانده مان اجازه بگیریم در چه ساعت بیدار شویم ، بخوابیم ، غذا بخوریم و یا آموزش ببینیم چون برای این ها برنامه ریزی شده است . یا مثلاً سازماندهی شده است كه هر كس در جایی قرار گیرد ما باید گوش بدهیم و نگوییم كه من می خواهم با دوستم باشم و یا غیره بدون اجازه رفتن و … خلاف شرع است و تبعیت را امام در سلسله ولایت می دانند و پیروی از سلسله ولایت یك تكلیف شرعی است و اساس جامعه و اجتماع ما است .خدای نكرده بدون اجازه به شهر رفتن دیدار با دوستانمان و این قبیل كارهای پراكنده بدون اجازه همه ثبت می شود و جزء امتیازهای منفی ما است و انشاالله كه نمی شود و من باب تذكر گفتم از لحظه عملیات و یا قبل و بعد آن برای ما یك مسئول تعیین كرده اند و باید كارهای خارج از تبعیت مسئول را انجام ندهیم .

مطلب بعدی در اینجا برادرانمان از شهرها و روستاهای مختلف جمع شده اند. خدای نكرده این احساس به ما دست ندهد كه مثلاً ما هم روستایی ها با هم باشیم و یا مثلاً اهالی یك شهر با هم باشند و یا این شهر علیه آن شهر و یا آن روستا علیه آن روستا. البته می دانم كه اعتقاد به این مسائل هم ندارید. ولی حتی برای شوخی هم همچین مطالبی را بیان نكنید. این را بدانیم كه پیامبر گرامی در آن زمانی كه مبعوث شدند با مسائل ناسیونالیستی و هم شهری بازی مبارزه كرده است و آیه تصریح قرآن است .پس خدای نكرده ما هم از روی غفلت دچار این مسئله نشویم تمام رزمنده ها با هم برابر هستند و باید خوشحال باشیم كه ما را با نفر جدیدی یك جا بگذارند .چرا كه با برادران جدیدی آشنا می شویم و برای خودمان دوست جدیدی پیدا كرده ایم و محدود شدن به هم شهری و هم روستایی خود ،كار مناسبی نیست و به این مطلب خیلی توجه نكنیم و همچنین مسائلی را مطرح نكنیم و به یكدیگر هم در صورت مشاهده تذكر بدهیم. چرا كه مخالف شئونات اسلامی است .

یك سری عملهایی كه قبلاً هم گفته ام شاید به نظر برادرانمان جزئی باشد ولی به دلیل تقدس مكان اجرای آن ها مهم است . بعضی كارها از من سربزند كه در شأن سرباز امام زمان نباشد در رعایت آنها خیلی باید دقت كنیم .

 

نوشته شده توسط گردان وبلاگی كميل در پنجشنبه بیستم مهر 1385 |